آذر
۱۴

چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت؟ / و چرا پیر تر از پیر نشد دلسوزم؟

سید مهدی موسوی
منفیمثبت (+4 rating, 4 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

حمید مصدق – خرداد ۱۳۴۳

تو به من خندیدی / ونمی دانستی من به چه دلهره / از باغچه همسایه ، سیب را دزدیدم / با غبان از پی من تند دوید/ سیب را دست تو دید/ سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک / وتو رفتی وهنوز / خش خش گام تو تکرار کنان / می دهد آزارم/ومن اندیشه کنان غرق این پندارم / که چرا باغچه کوچک ماسیب نداشت؟

جواب فروغ فرخزاد

من به تو خندیدم / چون که می دانستم / تو به چه دلهره از باغچه همسایه / سیب را دزدیدی / پدرم از پی تو دوید/ ونمی دانستی که / باغبان باغچه همسایه پدر پیر من است! / من به تو خندیدم / که با خنده خود /پاسخ عشق توراخالصانه بدهم / بغض چشمان تو لیک / لرزه انداخت به دستان من/ سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک /دل من گفت برو/ چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تورا / ومن رفتم و هنوز / سال هاست که در ذهن من آرام آرام /حیرت بغض نگاه تو، تکرار کنان / می دهد آزارم / ومن اندیشه کنان غرق این پندارم / که چه می شد اگر باغچه کوچک ما سیب نداشت…

یک شعری هم چند وقت پیش دیدم که از زبان سیب گفته شده بود و جالب بود. خواستم از دیدِ درخت به این قضیه نگاه کنم.

دخترک کرد رها

سیب خوشرنگِ مرا

و ندانست که در حیرت چشمان پسر

چه سوالیست نهان

باغبانِ دلِ من از پی آن سیب دوید

باغبانی دلسوز

که مرا کرد حرس

و مرا داشت نگاه

غضب آلود به او کرد نگاه

تا بگوید به پسر

انحنای تن من

پله ی چیدنِ آن سیب نبود

سالها می گذرد

من درختی بی بار

در کناری که دگر باغ نبود

همه روز و همه شب

همچو پژواک چمنزار خزان

از خودم می پرسم

که چرا پیر تر از پیر نشد دلسوزم؟

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




مهر
۲۷

انعکاس

نیکلاس علی لیبر
منفیمثبت (+3 rating, 3 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

من به آن پاکی و زلالی که دلنوازانم می پندارند نیستم اما تیرگی و آلودگیی هم که در من مثل هر آفریننده ظلوم جهول هست آن اندازه که عیبجویانم گمان دارند نیست. آن صورت که هر دو دسته از من ترسیم کرده اند جز صورت ضمیر آنها نیست. هر چه را در ضمیر خود آنهاست -نیک وبدش را- در آن کس که مورد نفرت یا مورد محبت آنهاست منعکس می کنند.
اینکه می گویند چشم رضا عیب را نمی بیند و آنکه زشتی ها را همه جا آشکارا می کند دیده ناخرسندی است بی شک درست است. بد خواه چون همه خود را می بیند و غیر را به چشم در نمی آورد لاجرم جز عیب چیزی نمی بیند. تا غیر را در نظر نیاورد چشم او جز عیب نخواهد دید و این اگر هیچ گناه است گناه چشم اوست.
من جویبار خردی هستم که از سر چشمه “و نفخت فیه من روحی” می جوشد و می پوید و در دریای “انا الیه راجعون” غرق و محو می شود. با همه خردی از همان سرچشمه که می جوشد از صخره های وحشی می گذرد. از دره های تنگ و تاریک عبور می کند. در بستر ریگهای تفته فرو می غلتد و بی آنکه بداند کدام خط سیر را در پیش دارد به دریای بی پایان هستی که در دور دستها برایش آغوش گشاده است فرو می ریزد و خودی جویبار را به خودی دریا تبدیل می کند . جویباردر پایان راه از خودی می رهد اما پیش از اینکه راه او به پایان آید بارها مبدل می شود ودر هر قدم که به سوی سرنوشت می پوید چیز دیگری می شود و آنگاه که در دریا محو میگردد همه خودی ها را در ساحل می شوید و از رنگ خودی ها که در طول راه وی را در میان گرفته است رهایی می یابد و آنچه در پایان به دریا می ریزد دریاست، جویبار نیست.

 

دکتر زرین کوب از زبان منصور حلاج، طومار حیرت

 

 

 

 

پی نوشت ۱- ایده بازنوشتن این سطرها از مدتی پیش در ذهنم بود اما بهانه آن نامه ای است از طرف یک دوست که نمی دانستم چه در پاسخش بنویسم.
پی نوشت ۲- آشنایی من با این متن بر می گردد به دیدگاهی از خانم خوش نظر که در نوشته ای با عنوان خاطرات تدریس قرار داده بودند.

 

پی نوشت ۳- اگر جویای احوال باشید حالمان خوب است. گفتیم که یک وقت نگران نباشید. دیدم گویا جمیع دوستان خیلی نگران هستند و مرتب نامه پشت نامه می رسد و جویای احوال هستند لازم دانستیم مراتب سلامتی خود را به پیوست اعلام کنیم.
پی نوشت ۴- واقعا یک مواقعی فکر می کنم در ایران و یا حداقل در تهران اینترنت قطع شده یا اینکه امروز جمعه است و ملت دسترسی به اینترنت ندارند.

 

عکس: سونی آلفا ۱۰۰+مینولتا ۲۸-۷۵/f2.8
مکان: Hong Kong, avenue of stars

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




شهریور
۲۴

نگاه به عکسی از نیکلاس علی لیبر؛ ثبت جادویی رنگ های طبیعت

نیکلاس علی لیبر
منفیمثبت (+5 rating, 5 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

همانطور که احتمالا متوجه شده بودید سایت ماندگارترین حدود دو هفته ای از حیض انتفاع ساقط شده بود. همین موضوع باعث شد کل یوم از گردونه جستجوهای گوگل خارج شویم و آمار بازدید کنندگان با خاک یکسان شود. خلاصه، داشتم با تکنیکهای پیچیده ای زنده شدن مجدد سایت را گوگل گوشزد می کردم که دیدم در میان صفحاتی که از جستجوی نامم پیدا می شود مطلبی جدیدی یافت می شود که قبلا ندیده ام.

تصویری از فایل PDF آن مطلب جدید به همراه متنش را بدون هیچ توضیح اضافه ای در ادامه می توانید مشاهده کنید. در صورتی که خواستید با توضیحات اضافه همراه باشد این جا را ببینید.

روزنامه قدس، دوشنبه چهارم مرداد ۱۳۸۹
کیارنگ علایی
نگاه به عکسی از نیکلاس علی لیبر؛ ثبت جادویی رنگ های طبیعت

«عکاسی طبیعت» دسته بسیار بزرگ و همیشه محبوب تاریخ عکاسی را شامل می شود که بزرگانی چون Adams و پیروان نهضت او، سال های متمادی در پی ارائه تصاویری بکر از ویژگی های خاص طبیعت بودند. آن چه این عکس ها را همواره در ویترین پر مخاطب عکاسی قرار می دهد جلوه های دلفریب رنگ و نور و سایه روشن هایی است که ذاتاً در این دسته بندی وجود دارد. Adams قوانین مولف بسیاری را برای این نوع عکاسی پایه نهاد که هنوز با گذشت دهه های متمادی از آن دوران، سرلوحه کار عکاسان طبیعت است.
در این نوع عکاسی ثبت صحیح نورهای محیطی و زمان ثبت عکس اهمیت فراوانی دارد. استفاده از لنز های دارای قدرت روشنایی عالی و به کار بستن دیافراگم های کوچک می تواند به ثبت درجات اشباع مناسبی در ثبت رنگ ها بینجامد.
عکس حاضر کار آقای «نیکلاس علی لیبر» یکی از عکاسان آماتور است. نخستین خصیصه ای که در این عکس خودنمایی می کند وضعیت استثنایی رنگ ها در آن است. این ثبت جادویی که در آن تمامی رنگ ها به خوبی از یکدیگر تفکیک یافته، سبز ها، آبی ها، طلایی ها و سفید ها لایه لایه به صورت منفک به نمایش در آمده اند حاصل تکنیکی بسیار قدیمی در تاریخ عکاسی است که این روزها بسیاری از عکاسان جوان به آن گرایش دارند:

عکاسی به طریقه HDR
در این نوع عکاسی که ریشه در دهه های میانی قرن پیش دارد، عکاس به جای ثبت یک عکس از طبیعت، اقدام به ثبت متوالی و پی در پی چندین عکس در کسری از ثانیه می کند. اما با رعایت این نکته که در این ثبت های متوالی نوردهی به نگاتیو اندکی با یکدیگر متفاوت اند. یعنی یک عکس با نوردهی مطلوب و سپس چندین عکس با نوردهی بیشتر و کمتر از حد استاندارد به جهت ثبت دقیق تیره ترین و روشن ترین نقاط صحنه. سپس این عکس ها با یکدیگر ترکیب شده و روی هم قرار می گیرند و هر یک نقص دیگری را در نورخوانی تکمیل می کنند.
حاصل کار عکسی است که هیچ نقطه از آن قربانی خطاهای نورسنج نشده است. به عبارتی دیگر عکسی که آسمان نورانی تا کوهساران تاریک و در غبار فرو رفته با تلالؤ و شفافیت خاصی در آن دیده می شوند.
عکس نیکلاس علی لیبر نیز ترکیبی از هشت عکس است که به صورت پی در پی ثبت شده و در نرم افزار بر روی هم منطبق شده.نگاه به چنین عکس هایی احساس راز و لذت را توامان به بیننده عکس هدیه می کند.

عناصر تجسمی تصویر:
عکاس از اصول اولیه ترکیب بندی کلاسیک بهره جسته و کوشیده است عناصر اصلی عکس را در نقاط طلایی چپ و راست قرار دهد (کلبه و درخت). انتخاب کادر افقی با توجه به نمایش وسعت، آرامش و افق شیب داری که به کوهستان ختم می شود مناسب فایده واقع شده است.
وجود درختچه ای خشک در سمت راست و جلوی قاب، حرکت چشم را به سمت درخت اصلی دچار اختلال می کند و از نقاط ضعف کادر بندی محسوب می شود.نسبت های به کار رفته در عکس برای زمین، افق و آسمان مناسب است.
هدف و مؤخره این عکس ها لذت عکاسی را برای آن دسته از مخاطبان که در جستجوی زیبایی های طبیعی هستند تعریف می کند. کوشش عکاس نیز به این خلاصه می شود که بهترین و مناسب ترین تکنیک را برای ثبت شکوه طبیعت به کار بندد.

پی نوشت:
کیارنگ علایی یکی از عکاسان جوان و فعال جامعه عکاسان ایران است که دبیر جشنواره عکس آبرنگ نیز هست. بیوگرافی او را در اینجا و وبلاگش را در این جا می توانید ببینید.

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




خرداد
۰۹

نمایشگاه عکس چشم اندازهای سرزمین من

نیکلاس علی لیبر
منفیمثبت (+5 rating, 5 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

این نمایشگاه نگاهی دیگر است به چشم اندازهای سرزمین من.
بیست و دو عکس به نمایش در آمده در این نمایشگاه طی دو سال و نیم گذشته و در حین مسافرت به نقاط مختلف ایران تهیه شده است.
.
.
.
ویرایش شده در تاریخ هفت مرداد ۱۳۸۹
می توانید عکسهای این نمایشگاه را در این بخش از ماندگارترین مشاهده کنید.

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




فروردین
۲۳

بیکران

نیکلاس علی لیبر
منفیمثبت (+6 rating, 8 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:


.
در بیکران زندگی دو چیز افسونم می کند.
آبی آسمان که می بینم و می دانم که نیست.
خدا که نمی بینم و می دانم که هست.
.
دکتر علی شریعتی

دریاچه سد طالقان

Sony A100
Minolta 28-75 f2.8 @ 35 mm
ISO 100, F6.3, 1/1000

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




مهر
۲۰

در سایه پنهان می شوم، در گریه پیدا

نیکلاس علی لیبر
منفیمثبت (+7 rating, 9 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

3web

در سایه پنهان می شوم
در گریه پیدا
.
هر چه هستم
از تو دورم…
دور…
دور…

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




مرداد
۲۷

من اسیر اتاق هایی بی پنجره ام* …

سید مهدی موسوی
منفیمثبت (+7 rating, 7 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

لحظه‌های من، لحظه‌های ناب

لحظه‌های پر سوال بی‌جواب

لحظه‌های بی‌امید پر شتاب

می‌شود دوباره  طی به یک نگاه

می‌شود خراج آرزوی دور دور

 

دست‌های من

بوی نان نمی‌دهد دگر

باغ‌های دور

بوی سیب سرخ آسمان نمی‌دهد دگر

دست‌های آسمانیِ زمین چرا به باغ آرزویِ من نظر نمی‌کند دگر؟!

 

 

راه‌های دور

چشم‌های کور

تا ابد مرا به سوی چشمه هم نمی‌برد

 

می‌رود ولی دلم به سوی رود، تا که با صدای پر گلایه‌اش

گوید این به ماهی غریب، بی تفاوت از چرای عقل:

” می‌روم ولی کسی ز آسمان مرا نخوانده است

تا کجا بگویم این که در دلم نفس نمانده است؟   

 

خانه‌ام به پاکیِ  صدای آب، می‌زند مرا صدا

بال کوچک من از توان تهی است

ذهن هم تهی است

کاسهء حروف من برای گفتن زبانِ حالِ چشم‌های پر فروغ او تهی است

خانه

دل

جهانِ بی کران

دلم

لبم

زبان

برای گفتنش تهی است

 

 

من اسیر بودنم میان این همه نبودِ پر دلیل

من اسیر خاک و باد و آب و آتش و دو چیز بی نشان

من اسیر این اتاقِ تنگ و تار بی صفای پنجره

من اسیر این هزار توی پر خم و تهی و زرق و برق خود گرفته بر مقابل نگاه دلفریب مردمی نشسته در کنار جوی لحظه های رفتنیِ باغ‌های سیب سرخ آسمانیم و  بال بی توان من برای رفتن و زبان من برای گفتن زبانِ حال چشم‌های پر فروغ او تهی و خانه‌ام تهی و دل تهی و لب تهی و  وای از این اسیریِ نبودنی ترین و بودنی ترین تهی.

 

 

  

 

 

پ.ن.

* خوب قرار بود آقای صداقت در وزن این عنوان شعر بگن نه من. پس کمی عوضش کردم.

۱- نوشته اولیه  در خاطرم نیست اما نیمه آخری نوشته همین امروز است.

 
به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




مرداد
۲۰

شک

نیکلاس علی لیبر
منفیمثبت (+4 rating, 6 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

dsc09628-edit

نشسته اند ملخهای شک به برگ یقینم
ببین چه زرد مرا می جوند سبزترینم
.
ببین چگونه مرا ابر کرد خاطره هایی
که در یکایکشان می شد آفتاب ببینم
.
.
.
شعر: محمد علی بهمنی
عکس: سونی آلفا ۱۰۰ – لنز مینولتا ۲۸-۷۵ f2.8
مکان عکس: فامنین – استان همدان
.
.
این شعر رو بسیار دوست دارم. حیفم آمد همه اش را بیاورم. بقیه اش باشد برای فرصتی دیگر، مخصوصا آخرش

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




مرداد
۱۸

دیوانه ای، زیر نور ماه

نیکلاس علی لیبر
منفیمثبت (+10 rating, 10 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

new-moon-1

می دانی چیست
ماه دیوانه ترم می کند
یادم باشد
ماهی دوبار که چشمهایش را نازک می کند
نگاهش نکنم
مبادا که مرا تا سر حد جنون ببرد
و باز نگرداندم از آنچه هستم
از دیوانه ای
زیر نور ماه

شعر: سید مهدی موسوی با کمی تغییر
عکس: سونی آلفا ۱۰۰ – لنز ۷۵-۳۰۰ – بر روی دست

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




مرداد
۰۴

از پای منشین، حتی اگر…

نیکلاس علی لیبر
منفیمثبت (+5 rating, 5 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

از تنهایی مگریز،
به تنهایی مگریز،
گهگاهی آن را بجوی و تحمل کن
و به آرامش خاطر مجالی ده

9226473-lg

یکدیگر را می‌آزاریم بی آنکه بخواهیم
شاید بهتر آن باشد که
دست به دست هم دهیم
دستی که گشاده است
می‌برد
می‌آورد
رهنمونت می‌شود
به خانه‌ای که نور دلچسبش گرمی بخش است

این همه پیچ
این همه گذر
این همه چراغ
این همه علامت و همچنان استواری به وفادار ماندن
به راهم، خودم، هدفم، و به تو
وفایی که مرا و تو را
به سوی هدف راهنمایی می‌کند

چند بار امید بستی و دام بر نهادی
تا دستی یاری دهنده
کلامی مهر آمیز
نوازشی
یا گوشی شنوا
به چنگ آوری؟
چند بار دامت را تهی یافتی؟
از پای منشین که دیگر بار و دیگر بار باز گستری
.
.
.
عکس: چیپ فیلیپس که یک عکاس جوان و حرفه ای آمریکایی است.
شعر: مارگوت بیگل، شاعر ناشناخته آلمانی

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz