آذر
۲۶

مهرداد

مهرداد ماهوتیان

حالا که عباس ناصری حق کپی رایت و رعایت نمیکنه، منم همین کارو می کنم، این” یک درخواست نابجا از خداست”:

خداوند نه تنها در هر زمان و مکانی صدای آفریده‌های خود را می‌شنود بلکه شاهد و ناظر بر اعمال مخلوقات خود نیز هست. 
    
مردی در حال عبادت خدا بود که گفت؛ ای خدای من؟

مرد صدایی شنید که گفت: بله؟

سپس مرد آب دهانش را قورت داد و گفت: خداوندا آیا می‌توانم سؤالی از شما بپرسم؟

خداوند پاسخ داد: آری بپرس.

مرد گفت: خداوندا یک میلیون سال برای شما چگونه است؟

خداوند گفت: یک میلیون سال برای من فقط یک ثانیه است.

مرد شگفت زده شد و گفت: خداوندا یک میلیون دلار برای شما چگونه است؟

خداوند پاسخ داد: یک میلیون دلار برای من مثل یک ریال است.

مرد به سرعت گفت: خداوندا می تونم یک ریال داشته باشم؟

خداوند با خوشرویی پاسخ داد: حتماً … یک ثانیه صبرکن تا در اختیارت قرار گیرد!!




خرداد
۲۷

سفر

مهرداد ماهوتیان

در قرمز غروب،

رسیدند

از کوره راه شرق، دو دختر، کنار من.

تابیده بود و تفته

مس گونه های شان

و رقص زهره که در گود بی ته شب چشمشان بود

به دیار غرب

ره آوردشان بود.

و با من گفتند:

«ـ با ما بیا به غرب

 

 

من اما همچنان خواندم

و جوابی بدانان ندادم

و تمام شب را خواندم

تمام خالی تاریک شب را از سرودی گرم آکندم.

 

 

 

 

 

در ژاله بار صبح

رسیدند

از جادة شمال

دو دختر

کنار من.

لب های شان چو هستة شفتالو

وحشی و پر ترک بود

و ساق های شان

با مرمر معابد هندو

می مانست

و با من گفتند:

«ـ با ما بیا به راه . . .»

 

 

ولیکن من

لب فرو بستم ز آوازی که می پیچیدم از آفاق تا آفاق

و بر چشمان غوغاشان نهادم ثقل چشمان سکوتم را

و نیم روز را خاموش ماندم

به زیر بارش پر شعلة خورشید، نیمی از گذشت روز را خاموش ماندم.

 

  

در قلب نیمروز

از کوره راه غرب

رسیدند چند مرد . . .

خورشید جست و جو

در چشم های شان متلالی بود

و فک شان، عبوس

با صخره های پرخزه می مانست.

در ساکت بزرگ به من دوختند چشم.

برخاستم ز جای، نهادم به راه پای، و در راه دوردست سرودم شماره زد

با ضربه های پرتپشش

گام های مان را.

 

  

بر جای لیک، خاطره ام گنگ

خاموش ایستاد

دنبال ما نگریست.

و چندان که سایه مان و سرود من

در راه پرغبار نهان شد،

در خلوت عبوس شبانگاه

بر ماندگی و بی کسی خویشتن گریست.

(احمد شاملو)





اردیبهشت
۲۲

حکومت امام زمان

مهرداد ماهوتیان

در راستای تکمیل در فشانی های دکتر جون، شنیده شده که ایشون فرمودند که حکومت رو امام زمان دارند هدایت می کنند! خداییش این بابا خیلی باحاله، ۲ حالت داره شاید هم سه حالت، یا این طرف خیلی خفنه و ملت و اوسکل فرض کرده یا ملت خفننو اونو اوسکل فرض کرند یا یه حالته دیگه که نمی گم! به هر حال به قول شیخ کروبی امام زمان که نیومده این طوری داره جامعه رو هدایت می کنه، اگه بیاد چه جوری می خواهد اداره کنه. آدم حیرون می مونه، یعنی اما زمان نمی تونه جلوی گرونی و قتل و آدم ربایی و دزدی و فقر و …. رو بگیره. قبلا که یه جورای دیگه از ایشون یاد می کردند.

خدا یه پولی به من بده و یه عقلی هم به بعضی یا. خداییش عقل هم چیز بدی نیست. این دوستمون معلوم نیست با این حرفاش چند نفر و بی ایمان می کنه و از این کارا چه هدفی داره.

 شفای تمام مسلمان آرزوی ماست! نکته این که این شفا شامل تمام بیماران قلبی، کلیه، گوش و حلق و بینی، داخلی، غدد، اطفال و بخصوص مغزی می باشد!





اردیبهشت
۱۶

روز خلیج فارس و مقاله دکتر

مهرداد ماهوتیان

روز ملی خلیج فارس هم با کمترین تبلیغ و حمایتی از طرف دولت برگزار شد. برای اولین بار طی چند سال اخیر در یک حرکت خود جوش مردم مقابل سفارت به قولی “کشورک” امارات تظاهرات کردند. یه جورایی میشه این حرکت به فال نیک گرفت. آخر یه سری آدم  پیدا شدند که افتخارشون رفته دبی نیست و تونستند بر ضد سیاست های ضد ایرانی این عرب ها اعتراض کنند. باز جای شکرش باقیه که نریختند و بگیر بگیر راه بندازند( چون به نظر می رسه بعضی ها خیلی از این شیطنت های اعراب بدشون نمی آید).

دقیقا توی همین روز بود که خبر چاپ شدن مقاله دکتر (شکرچی ) توی یکی از ژورنال های عربستان به گوشمون رسید. ولی کاش نمی رسید. توی کل متن اسم خلیج فارس را عوض کرده بودند. خیلی سوختن داشت، چند تا ایرانی مقاله بدند بعد توی مقاله یه چیزایی باشه که نباید باشه. من که خیلی ناراحت شدم و به دکتر هم اعتراضم رو کردم، شما هم اگه به دکتر ندایی بدین بد نیست. فکر کنم کوروش و داریوش، تو قبر لرزیدند. اگه فکر می کرند یه روزی کار به جایی می رسه که اسمه مسلم (این غیر از حق مسلم ماست!!) یه جایی رو به این راحتی، به خاطر بی لیاقتی های بعضی ها، عوض می کنند، انقدر زور نمی زدند. به قول یکی حالا باید منتظر باشیم تا ببنیم که اسم استان فارس رو هم عوض کردند. پیشاپیش وقوع این تغییر رو هم به مسئولین تبریک عرض می کنم. به قول عصار:

وطن یعنی خلیج تا ابد فارس       وطن یعنی دو دست از جان کشیدن       به تنگستان و دشتستان رسیدن 





اردیبهشت
۱۲

مدیر مجرد ممنوع!

مهرداد ماهوتیان

۳شنبه(۱۰ اردبیهشت) یکی از فرمانداران استان آذربایجان شرقی گفته بود که ما نبابد مدیر مجرد در پست های دولتی داشته باشیم. اون هایی که مجردند هم یا از پستشون خلع می شند یا باید متاهل شن! خداییش این دولت نهم اگه نتونسته تورم رو کنترل کنه حداقل خوبه که به فکر ازدواج جوانان هست! واقعا آدم از چنین ایده های جدیدی لذت می بره! احتمالا دلیل اینکه گهگایی تو سایتی کتابی مجله ای روزنامه ای می بینیم اسم خلیج فارس رو عوض می کنند، اینه که مسئولین دنبال متاهل کردن مدیرای مجرد هستند! خدا حفظشون کنه، لازم شد بریم یه جای دولتی مدیر شیم، این طوری گویا بهتره!  





فروردین
۲۴

پیامک از دیار فانی!

مهرداد ماهوتیان

امروز یک SMS اومد برام، جالب بود گفتم اینجا هم بگم بد نیست. نوشته بود که :

از اونجاییکه قراره پیامک گرون شه، به همین مناسبت عید قدیر، چهارشنبه سوری، ولنتیاین، تولدم، تولدت، تولدشون، پیوندم، پیوندمون، پیوندشون، عید سال ۸۸، عید سال ۸۹، قدم نو رسیده و ظهور امام زمان را پیشاپیش تبریک می گم!!

جالبه!





اسفند
۲۷

نوبهار است در آن کوش که خوش دل باشی

مهرداد ماهوتیان

امسال هم تموم شد، یک سال دیگه گذشت و یک سال به مرگمون نزدیکتر شد. سال ۸۶ با تمام خاطرات و خوب و بدش ( که قاعدتا اکثرا بد هستند!) رو باید فراموش کرد و به فکر سال جدید بود. پارسال که با گروگان گیری ملوان های انگلیسی شروع شد، امیدوارم امسال دیگه از کسی به قلمروی مادری تجاوز نکنه! که بخوان بگیرنش. امسال دکتر خوب و دوست داشتنی مون رو هم از دست دادیم که جاش خالی. امروز (۲۷ اسفند) رفته بودم یک شرکت مشاوره، سوگند نامه دکتر رو دیدم که زدن رو دیوار، خیلی خوشحال شدم که مهندسامون انقدر به این شخص احترام می ذارن.

جا داره یه ذکر خیری هم از رئیس جمهور محترم بکنیم که گفته بود “مگه مشکل جوونای ما اینه (حجاب)”، واقعا با درایتی مثال زدنی نه تنها این مشکل جوونای ما (تبرج!!) رو حل کرد بلکه تورم را به یک رقمی یا شاید هم منفی رسوند!! خسته نباشه!

حالا از این حرفا که بگذریم، امیدوارم سال ۸۷ بتونیم یه تحول بنیادی تو خودمون بوجود بیاریم (هر چند بعد از ۲۴ سال هنوز نشده!). امیدوارم سال ۸۷ سال صلح و آزادی و آشتی برای تمام دنیا و ایران باشه و هیچ کجای این جهان شاهد جنگ و خون ریزی نباشیم. امیدوارم تو سال ۸۷ همه به آرزو های معقولشون برسند. امیدوارم سال ۸۷ به گوش هیچ کس خبر ناخوشایند نرسه. در خاتمه هم جا داره تو لحظه تحویل سال نو علاوه بر دعا برای خودمونو و خانوادمون برای عباس ناصری هم دعا کنیم که شاید بتونه تو سال ۸۷ ماشین شو عوش کنه و یه ماشین بهتر بخره که راه بره! (حالا نه لزوما ماشین فرانسوی)

سال خوبی داشته باشید، عیدتون مبارک، روزگارتون خوش و خرم

نوبهار است در آن کوش که خوش دل باشی—– که بسی گل بدمد تو باز در گل باشی

عیدتون مبارک





اسفند
۲۱

من آومدم…

مهرداد ماهوتیان

سلام و درود
اولا ورود خودمو به خودم تبریک می گم! دوما ظهور ماندگارترین رو که می تونه پل ارتباطی خوبی بین بچه ها باشه به فال نیک می گیرم. زمان ما (زمان مرحوم مدرس!) ارتباطات با کاغذ و قلم و این چیزا بود، الان کلاس رفته بالا با اینترنت و از این صحبت ها از این کارا می کنند! امیدوارم تا روزی که همه ماندگار باشند، ماندگارترین مانگار بمونه.

سوما، دیگه شب عید، ترافیک و انتخابات هم که هست، دیگه وقت برای پست گذاشتن نمی مونه! من باید Leva رو بشناسم؟ کیستی؟

در خاتمه هم جا داره یه یادی از عباس ناصری بکنم، اسما رو که دیدم، دیدم عباس ناصری هم هست، امیدورام تو این مدت رانندگیش بهتر شده باشه، کلا در چنین مواردی تمرین زیاد توصیه می شه!!!





دی
۲۵

مقدمه

مهرداد ماهوتیان

دستنوشته های مهرداد ماهوتیان