مرداد
۰۵

در این پیچیدگی تصاویر …

علیرضا محبی
منفیمثبت (+2 rating, 4 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

“در این پیچیدگی تصاویر . . . . . . به دنبال کسی می گردم.”

 

لطفا تصاویر زیر را از دو دیدگاه دور و نزدیک نگاه کنید. برای این کار کلید ctrl را نگه داشته و اسکرول موس را به عقب و جلو ببرید. تصاویر را یکبار از فاصله خیلی دور و یکبار از فاصله نسبتا نزدیک نگاه کنید. سپس دیدگاه هایتان را مقایسه کنید.

 

111

 

12

 

8

 

9

 

2

 

 3

 

 14

 

و اما یک سوال :

اساسی ترین فرق یک تابلوی نقاشی با یک تابلوی عکس در چه چیز می تواند باشد؟

به بهترین، کاملترین و مختصرترین جواب یک فایل پاورپوینت بسیار زیبا با عنوان “the beauty of night”  از طریق e-mail داده خواهد شد.

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




خرداد
۰۶

زبان حال کبوتر …

علیرضا محبی
منفیمثبت (+13 rating, 13 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

زبان حال کبوتر بقیع با کبوتر حرم امام رضا (ع)

 

 آی کبوتر که نشستی روی گنبد طلا                          تو که پرواز می کنی تو حرم امام رضا

  من کبوتر بقیع ام با تو خیلی فرق دارم                      سرم و بجای گنبد روی خاکها می ذارم

photo-0015

 

                      خونه قشنگ تو کجا و این خونه کجا                         گنبد طلا کجا قبرهای ویرونه کجا

                      اونجا هرکی می پره طائر افلاکی می شه                 اینجا هرکی می پره بال و پرش خاکی می شه

 

photo-0014

 

اونجا خادما با زائر آقا مهربونن                             اینجا زائرا رو از کنار قبرها می رونن

 

11

 تو که هر شب می سوزه چلچراغا دور و برت                       به امام رضا بگو غریب تویی یا مادرت (منظور حضرت فاطمه زهرا (س) )

کی میگه که تو غریبی غریب عاشق نداره                        روز و شب این همه عاشق رو خاکت سر می ذاره

غریب اونه تو بقیع شمع و چراغی نداره                          نه ضریح و نه حرم حتی رواقی نداره

 

8

شاعر: ؟؟

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




فروردین
۱۲

تمدن ۲۵۰۰ ساله

علیرضا محبی
منفیمثبت (+5 rating, 5 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

در این مدت گذشته سفری به شیراز، تمدن ۲۵۰۰ ساله ایرانیان، داشتم. سفری بسیار متفاوت بود. لذت خاصی داشت زمانیکه روی پله های تمدن ۲۵۰۰ ساله خویش (شهر پارسه) قدم می گذاشتم و کتیبه  هایی که شاهان گذشته ایرانی در ۲۵۰۰ سال پیش نوشته بودند را لیدر گروه می خواند و تفسیر می کرد، را میشنیدم. و البته مطلب بسیار مهمی راهم فهمیدم که قبلا نمی دونستم اینکه ایرانیان در سالهای پیش از میلاد به قدرت والا و برتری اعتقاد داشتند و یکتا پرست بودند و او را اهورامزدا نام گذاشتند و آتش فقط یک سنبل بود و بعدا تحریف شد و آتش پرستی رواج گرفت.

 

 

در ذیل قسمتی از وصیت نامه کورش بزرگ را که به کورش نامه معروف است را برای خوانندگان آورده ام.

 

“نوشته کورش بزرگ پادشاه ایران – بابل ۵۳۸ پیش از میلاد”

 

خدای بزگ است اهورامزدا

(( اَدَم کوُروُش خشایَ ثی یَ هَخامَنی شی یَ ))

من کورش شاه هخامنشی

پادشاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه چهار گوشه جهان

پسر کمبوجیه، نوه کورش، نبیره چیش پیش، شاهان بزرگ

از تبار پادشاهی ای جاودانه، آنکه پادشاهیش را خداوند دوست می دارد

آنگاه که من آشتی خواهان به بابل اندر شدم مردم گامهای مرا به شادمانی پذیرفتند

سربازان بسیار من دوستانه اندر بابل گام برمی داشتند، نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این سرزمین وارد آید

من برده داری را برانداختم

درماندگی هاشان را چاره کردم

فرمان دادم همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند

وکسی آنان را نیازارد، من همه شهرهای ویران را از نو ساختم، همه نیایشگاههای بسته را گشودم

همه مردمان آواره را به جایگاههای خود برگرداندم، خداوند بزرگ از کارهای نیک من خشنود شد

بشود که دلها شاد گردد.

 

 

 

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




اسفند
۲۸

رویکرد حکیمانه مدیریت

علیرضا محبی
منفیمثبت (+3 rating, 3 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

 

(( مسابقه ))

روزی  یک تیم قایقرانی در ایران بود. تیم ایران و ژاپن برای برگزاری مسابقات سالیانه به توافق رسیدند. هر تیم شامل هشت نفر بود. هر دو تیم برای رسیدن به بهترین نتیجه بشدت تلاش کرده بودند. در روز مسابقه، هر دو تیم در شرایط مساوی مسابقه را شروع کردند و… تیم ژاپن با اختلاف یک مایل برنده شد.

حال و هوای تیم ایران خیلی سرد و بهت زده بود. مدیریت ارشد تصمیم گرفت برنده مسابقات سال آینده باشد. به همین دلیل یک تیم تحلیل گر برای بررسی اوضاع و ارایه راهکار و راه حل مناسب به خدمت گرفت.

بعد از تحلیل های مختلف تیم تحلیل گر کشف کرد که ژاپنی ها هفت پاروزن و یک کاپتان داشته اند. درحالیکه تیم ایران یک پاروزن و هفت کاپتان داشته است.

با رسیدن به این نتیجه حیاتی مدیریت رویکرد حکیمانه دیگری را پیش گرفت: آنها تیم مشاوری را برای ساختاردهی مجدد تیم ایران به خدمت گرفتند. بعد از چند ماه تیم مشاوران به این نتیجه رسیدند که تیم ایران دارای کاپتان های زیاد و پاروزن های کم بوده است! بر اساس این تحلیل یک راه حل نیز ارایه شد. ”ساختار تیم ایران باید تغییر کند“

درنتیجه باید چهار کاپتان توی تیم داشته باشیم که توسط دو مدیر هدایت شوند. ضمنا به یک مدیر ارشد و یک پاروزن هم نیاز است.همچنین پیشنهاد شد که محیط کار پاروزن تیم تغییر کرده و به یک محیط رقابتی تبدیل شود.

سال بعد ژاپنی ها با اختلاف دو مایل برنده شدند!

تیم ایرانی بلافاصله پاروزن تیم را بدلیل عدم کفایت و عملکرد نامناسب از کار برکنار کرد. اما به مدیریت به خاطر انگیزه های زیادی که در فاز آماده سازی در تیم ایجاد کرده بود پاداش و امتیازات لازم پرداخت شد.

شرکت مشاور یک تحلیل دیگر ارایه کرد که نشان می داد:

استراتژی اتخاذ شده مناسب بوده

انگیزه لازم داده شده

اما ابزار مورد استفاده باید بهبود یابد.

 در حال حاضر تیم ایران در حال طراحی یک قایق جدید است.

 

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




اسفند
۲۳

نیوتن – پاسکال

علیرضا محبی
منفیمثبت (+1 rating, 7 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

Once all the scientists die and go to heaven
they decide to play Hide-n-seek. .
 
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند
آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند.
 
Unfortunately Einstein is the one who has the den…
He Is supposed to count up to
۱۰۰
and then start searching. 
 
متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.
او باید تا ۱۰۰ میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.
 
Everyone starts hiding except Newton …
 
همه پنهان شدند الا نیوتون…
 
Newton just draws a square of
۱ meter
and stands in it Right in front of
Einstein
 
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد.
دقیقا در مقابل انشتین.
 
Einstein s
counting…
۹۷, ۹۸, ۹۹.۱۰۰
 
انشتین شمرد ۹۷,۹۸,۹۹,۱۰۰
 
He opens his eyes and finds Newton standing in front.
Einstein says Newton s out… Newton s out.
 
او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.
انشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سوک سوک) نیوتون بیرون( سوک سوک). 
 
Newton denies and says I am not out.
 
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
He claims that he is not Newton ..
 
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم.
 
All the scientists come out to see how
he proves that he is not Newton …
 
تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن
تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست…
 
Newton says I am standing in a square of area
۱m squared..
That makes me Newton per meter squared…
 
نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام…

که منو نیتون بر متر مربع میکنه
 
Since one Newton per Meter squared is one Pascal,
I’m Pascal, Therefore Pascal is out……… …
 
از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد
بنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سوک سوک).
 

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




اسفند
۲۱

گنجشک و خدا

علیرضا محبی
منفیمثبت (+5 rating, 5 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

untitled1

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می‌گفت: می‌آید، من تنها گوشی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی‌ام که دردهایش را در خود نگه می‌دارد و سر انجام گنجشک روی شاخه‌ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
“با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست”. گنجشک گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی‌هایم بود و سرپناه بی کسی‌ام.
تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود؟ چه می‌خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی‌ام بر خاستی.

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه‌هایش ملکوت خدا را پر کرد.

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




اسفند
۲۱

سلام

علیرضا محبی
منفیمثبت (+5 rating, 5 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

سلامی عرض می کنم به کسانیکه می شناسمشان، سلامی عرض می کنم به کسانیکه کمی می شناسمشان و در نهایت سلامی عرض می کنم به کسانیکه اصلا نمی شناسمشان.

سلامی عرض می کنم به پهنای باند سایت صاحب خانه، به سنگینی مفاهیم قصار مدیر خانه، و به لطافت شوخی های اعضای خانه ( هادی و احمد و عباس و…).

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz




دی
۲۵

مقدمه

علیرضا محبی
منفیمثبت (0 rating, 2 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

دستنوشته های علیرضا محبی

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz