تغییرات
| داغ: |
در آینده تغییراتی در ماندگارترین ایجاد خواهد شد.
.
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید…
| داغ: |
در آینده تغییراتی در ماندگارترین ایجاد خواهد شد.
.
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید…
| داغ: |
۵۳% …
“خیلی جالبه. رو من که خیلی تاثیر داشت. میدونی، باید باور داشته باشی. یه وجد و شادی زیادی تو زندگیت میاره. حتما کامل گوش بده. …”
۶۷ %
پیش خودم گفتم یکی از اون هزارتا. اما گفتم گوش میدم، مرسی، ممنون.
منوی گوشی که ۱۰۰ درصد ارسال رو نشون داد گفت شرمنده من کمی عجله دارم باید برم. فعلا، خداحافظ. تمام تلاشم رو کردم که با جواب دادن خداحافظیش مفاهیمی مثل ” خوشحال شدم دوباره دیدمت، بابا خیلی حال کردیم، از این کارا بکن، از بچهها کسی رو دیدی سلام برسون، ممنون از لطفت، ممنون به خاطر بلوتوث و … ” رو بگنجونم. اما خوب باید بگم که حتما گنجونده نشد. چون اون تلاشی نکرد که من از نگاهش بفهمم که از بسته تعارفی که تحویلش دادم خبر دار شده. به هر حال من تعارف نکردم، اتفاقا همش جدی بود. اما خوب کلا چه فرقی میکنه، اون که اصلا در جریان نبود. تازه اگه در جریانم بود بازم فرقی نمیکرد، چون باید اونم تند تند جواب هر تعارف رو میداد که یه وقت بیادبی نشه و اصلا یادش نمیموند.
وقتی رفت من تازه یادم افتاد که کمی دیرم شده. البته کمی دیرم نشده بود. اون موقع که اتفاقی تو کتابخونه دیدمش، کمی دیر شده بود. همزمان که از کتابخانه خارج شدم زدم تا صحبتهای … که انقدر ازش تعریف کرد رو بشنوم. “شاد باش، شاد زندگی کن. تو اگه بخوای میتونی. فقط تو باید …” حدسم درست بود. خاموش کردم و تندتر راه رفتم. به نظر من شاد زندگی کردن و چه میدونم موفق بودن، یاد گرفتنی نیست. این چیزا باید تو ذات آدم باشه. بینِ خودمون باشه بعضی از حرفها هم شبیه اومانیستها میمونه. ( گفتم بعضی)
باید میرفتم به محل کارم. یه کار خیلی کوچیکی داشتم. غروب بود که رسیدم. سریع کارم رو انجام دادم وسایلم رو جمع کردم. دوستم گفت غروب میای، غروب میری. اینم نشونه عیالواریه دیگه. “نشانه” چقدر این روزا به این کلمه فکر میکنم. سه نظریه مختلف وجود داره. نشانهشناسهای زیادی هستن که عقیده به اصالت نشانه دارن. یعنی یک نشانه فقط میتونه به یک حقیقت اشاره داشته باشه. برخی هم اعتقاد دارن که نشانه میتونه به چند حقیقت اشاره داشته باشه. دسته سوم به لغزشی بودن نشانه اعتقاد دارن. هر دسته هم دلایل خاص خودشون رو دارن. من به دسته سومیها رو بیشتر قبول دارم، البته جای اظهار نظر نیست. آخه یه زمان یه جامعه شناس کلی صحبت کرد و دلیل و منطق چید و آخرسر گفت نمیشه گفت دلیل اصلی اجتماعی بودن انسان چیست. بعد من چند وقت بعد تو تلویزیون شنیدم که یه فوتبالیست گفت ” فوتبال دلیل اجتماعی بودن انسانهاست” ( جمعه ساعت ۲۲:۴۰ شبکه سه ۱۸/۱۰/۸۸ ) همون موقع گفتم مهدی تو رو خدا قبل اظهار نظر بگو این کاره نیستی.
پی نوشت: ایجا چرا انقدر ساکته؟
گاهی گفتن حرفهای عادی هم بهتر از نگفتنشه. به هر حال از قدیم گفتن حرف، حرف میاره.