شیخ ما را گفتند اندر احوالات روزگار قیامت بسیار شنیده ایم از عدل باری تعالی، رحمت و شفقت بسیار و از گفتار آدمیان و جنیان و اغیار. ما را از احوال روزی پس از روزگار فصل آگاه ساز که بس ما را مبهم است احوال آدمیان در آن روز.
شیخ از روی لطف به یاران چشم چرخاند و چون ایشان را مصمم یافت به قصد تامل در جیب مراقبت فرو رفت و رسم مکاشفت از روی مراحمت به اتمام به جا آورد. پس رو به یاران کرد و گفت تحمل آن در شما نباشد، که جملگی بر یک کیشید. باز اصرار شد و جواب آن بود که رفت.
جمله یاران حلقه بر او زدند و دست بر دامان بی کران لطفش که آگاه سازد آن ها را از جهان بعد از حساب که شیخ اینگونه آغاز گفتن نمود:
پس از حساب که اجمال و اکمال آن روشن است بر جمله یاران، دروزخیان به کردار خویش اسیر گردند و فردوسیان به غلامان و حوریان و اطعمه و اشربه. چندی چنین بگذرد و دوزخیان نماند از عذابی که ننوشند و آتشی که نگیرند .و بهشتیان نماند از مسکری که نخورند و لذتی که نچشند و آرزویی که نرسند.
آن را که خطا بود در این عالم خاکی بیند عمل خویش، نه شکی و نه شاکی
وان را که عمل عین ثواب است در این دیر چون نیک عمل بود شود غرقه پاکی
در این میان ” مفهوم ابن مرشاد” که از بهشتیان است پس از فراغت از غلامان و حوریان و مرافعه با رومیلان – که ام الخانم ایشان باشد – خیره بر دور گشت از برای تفنن. پس آنگاه، به ناگاه دروزخیان را دید که در چه احوالند. دل از روی کرم بر آنها سوخت و پیامی به ” قفاب ابن مرسود” – که از دوزخیان است- فرستاد، که پلی سازیم بین ما و شما و خداوندگار خویش را قسم دهیم به اسماء اعظمش و بخواهیم از بارگاه پر برکتش و تمنا کنیم بسیار و ناله ها ببندیم در کار تا مجوز گیریم و آخر هفته با هم باشیم.
مر دوزخیان را بسیار شیرین آمد و شکم ها آماده کردند از برای اطعمه و اشربه و نقشه ها کشیدند از برای غلامان و …
فی الیوم ستون ها بر پا کردند و عرشه ها بالا کشیدند و ریسمان ها آویختند از برای پلی صد دهنه و هزاران هزار فاصله و به اتمام رساندند. لکن از بهشتیان خبری نشد.
این تاخیر دوزخیان را تلخ آمد و ” قفاب ابن مرسود” نامه ای ارسال کرد بدین منظور تا علت تاخیر را داند. جواب، ایشان را اینگونه بود:
شماره: ۱
تاریخ: ۰۰/۰۰/۰۰۰۰۰۰
پیوست : ندارد
به نام خدا
قفاب ابن مرسود، مدیر عامل محترم اجرای پل در دوزخ
موضوع : تاخیر در شروع احداث پل
با سلام، احتراما پیرو نامه ارسالی از سوی آن جناب، اذعان می دارد که در چند ماه گذشته تمام بهشت را زیر پا گذاشته ایم، لکن دریغ از یک مهندس عمران که بیابیم.
شیخ این جمله تمام نکرده بود که جمله یاران را حالت ها بشد و نعره ها زدند که دریغا از ما کی در پی تحصیل در این صنعتیم و …