توت
رم دوربین ات که خراب شود و دیگر نتوانی عکس بگیری و وقت هم نکنی که بروی یک رم بخری، مجبوری به آرشیوت سری بزنی:

رم دوربین ات که خراب شود و دیگر نتوانی عکس بگیری و وقت هم نکنی که بروی یک رم بخری، مجبوری به آرشیوت سری بزنی:


اردیبهشت امسال توی اتوبان شیخ فضل ا… وقتی بنزین این تاکسی تموم شد همه مسافرا پیاده شدیم و کنار اتوبان منتظر ماشین بودیم که این عکس رو با گوشی گرفتم ( خدا ادیسون و بیامرزه!)…راننده هم که با گالن زرد رنگ منتظر یاری سبز همشهریشه سمت راست تصویر دیده می شه…بنده خدا کرایه هم نگرفت…
چشمه علی چشمه ای پرآب در دامنه جنوبی کوه بی بی شهربانو است که سرمنشا حیات یکی از کهن ترین تمدنهای جهان و بنیاد شهر باستانی ری می باشد. برج و باروهای آن در هنگام استحکام به چهار الی پنج متر میرسید، و سوراخهای دیدهبانی و آتشدان داشته که هنوز هم آثار آن باقی است. اکنون حدود ۱۰۰متر از دیوار بازسازی شده است.

وجود نقش برجستهای از فتحعلیشاه در حال تاجگذاری، بر صخره مسلط بر آبهای چشمهعلی از ویژگیهای منطقه است و آن را نباید با نقش برجستهای که همین پادشاه را سوار بر اسب و در حال شکار نشان میدهد، اشتباه کرد. نام چشمه به امام اول شیعیان باز میگردد که ساکنان اطراف آن در دوران اسلام بر آن نهادند. اما ایرانیان باستان این چشمه را سورنا مینامیدند، زیرا در کنار معبد آناهیتا قرار داشته است.
برای دیدن عکسهای بیشتر کلیک کنید.
چندوقت پیش یعنی با شروع ترم تابسون، تو اولین روز تشکیل کلاسا یکی از رفقای قدیم که به اصطلاح رفیق حموم و گلستونیمو آشناییمونم واسه خودمون جالبه بهم اس-ام-اس (کی میتونیم بگیم پیامک خدا عالمه؟!) داد که سلام کجا ئئ دادا (به همدیگه میگیم دادا-آخه هم من داداش ندارم هم اون) ببینمت؟ دلم تنگ شده خوب…(اون تو دانشگاه بود) منم که تو راه بودم و میدونستم کلاسش تموم شده بعد از سلام واحوال پرسیو اینکه دل منم یه ذره شده، گفتم توو راهم دادا شما برو، تهران قرار میگزاریم میبینیم همو…جواب داد که می مونم تا برسی…وقتی این پیام پر از مرام رسید این شعرو واسش ساختم:
در رهه دوستی این نگنجد، من تو را گویم که کیستی؟، به ملک می مانی و این نیستی، گو از جهان دیگری این نیستی
اگر حشره ای در فنجان قهوه بیفتد، تصور می کنید واکنش یک آمریکایی، انگلیسی، چینی و یک صهیونیست اسرائیلی چه خواهد بود؟!
مرد انگلیسی فنجان را به خیابان پرتاب و کافه را ترک می کند. مرد آمریکایی، حشره را خارج می کند و قهوه را سر می کشد! و مرد چینی حشره و قهوه را با هم سر می کشد.
ولی مرد اسرائیلی: ۱- قهوه را به آمریکایی می فروشد و حشره را به چینی. ۲- در تمام رسانه ها شیون و زاری می کند که امنیتش در خطر است. ۳- فلسطین و حزب الله و سوریه و ایران را متهم می کند که جنگ میکروبی براه انداخته اند. ۴- همچنان به کولی بازی و «ننه من غریبم» خود درباره شکنجه یهودیان در هولوکاست هیتلری و سامی ستیزی و زیرپا گذاشتن حقوق بشر یهودی ادامه می دهد. ۵- از رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین خواهد خواست که به مردم خود بگوید دست از حشره انداختن در فنجانهای قهوه بردارند. ۶- از آمریکا درخواست کمک نظامی فوری و وام یک میلیارد دلاری (با قابلیت بازپرداخت یکصد ساله) می کند تا یک فنجان قهوه دیگر سفارش دهد. ۷- قهوه چی مجبور خواهد بود که غرامت این کار را با تقدیم قهوه مجانی به وی تا پایان قرن جبران کند. ۸- سرانجام و نه به عنوان آخرین اقدام… تمام دنیا را متهم می کند که فقط ایستادند و نگاه کردند و با آنکه او یک انسان معمولی است و برای اولین بار به قهوه خانه رفته است تا اولین قهوه اش را از زمان خروج چندین قرن پیش یهود از مصر صرف کند، برای مصیبت او اندوهگین نشدند!
منبع: رجانیوز
مفضل بن عمر گوید: در طواف نزد اما صادق (ع) بودم، پس بسوی من نگریست و به من فرمود: ای مفضل چرا تو را اندوهگین و رنگ برگشته می بینم؟ گوید: باو عرض کردم: فدایت شوم به وضع بنی عباس می نگرم و بآنچه از این حکومت و قدرت و جبروت موجود که در اختیارشانست که اگر آنها برای شما فراهم بود مسلما ما نیز در آن همراه شما بودیم.
فرمود: ای مفضل بدانکه اگر چنان می شد چیزی در کار نبود جز پرداختن در شب به کار سیاست و تدبیر امور، و روز درگیر و دار مردم بودن (به مهمات زندگی و وضع مردم پرداختن) و خوردن غذای ناگوار و پوشیدن جامه خشن همانند امیر امومنین (ع) و در غیر اینصورت آتش در انتظارمان بود. پس آن کار از ما رو برتافت و بگردید و ما اکنون می توانیم بخوریم و بیاشامیم.
آیا تو اینچنین دیده ای که خداوند ستمی را نعمت قرار دهد؟

در میان همه گل گشتم و عاشق نشدم
تو چه بودی که تو را دیدم و دیوانه شدم ؟ …..