تیر
۰۹

مدیریت مدیری

میثم مینائی
منفیمثبت (No Ratings Yet)
Loading ... Loading ...

دیشب پخش مجدد برنامه مثلث شیشه ای رو می دیدم که مهمان برنامه آقای مهران مدیری بود. در اواسط برنامه مجری درباره دخالت مدیری در کار فیلمبردار سوال کرد، که مدیری این کار رو تعامل دونست و دلیل این کار رو روابط بسیار دوستانه و صمیمی بین خود و تیمش عنوان کرد. همچنین اضافه کرد در کارهای دیگه مثل موسیقی، گریم و … هم وارد می شه و نظر می ده و البته نظر دیگران رو هم می گیره و از اونها یاد می گیره. در این بین مدیری یه جمله در تعریف مدیریت گفت که برای من خیلی جالب بود . تعریفش این بود:

” مدیر کسی است که پاچه را بالا میزند و به وسط کار می رود، انرژی می دهد و انرژی می گیرد.”

فکر می کنم برای اینکه مدیر موفقی باشیم لازم نیست حتما لباس شیک بپوشیم، قیافه بگیریم و فقط در اتاق بنشینیم و دستور بدهیم و شان مدیریت را در عدم حضور در صحنه و به قول بعضی انجام مدیریت کلان از راه دور ببینیم بلکه برعکس برای اینکه مدیریتی کلان و جامع داشته باشیم باید در ریز کارهای انجام گرفته توسط گروه باشیم تا هم مشکلات را بهتر ببینیم و هم افرادی که کارها را به آنها محول کرده ایم. در اینصورت می توانیم مدیر موفقی باشیم.





تیر
۰۴

رودخانه و سد ارس

عباس ناصری
منفیمثبت (6 rating, 6 votes)
Loading ... Loading ...

 

ارس نام رودخانه‌ای نسبتاً پرآب و خروشان است که از منطقه آرپا چای در آناتولی ترکیه سرچشمه گرفته، از مرز ترکیه نخجوان جلفا و ارمنستان گذشته و پس از گذر از مرز ایران و جمهوری آذربایجان وارد جمهوری آذربایجان گشته و به رودخانه کورا می‌ریزد. رودخانه ارس در سال ۱۸۱۳ میلادی در پی عهدنامه گلستان به عنوان مرز ایران و روسیه برگزیده شد و تمامی مناطق شمال این رود از ایران جدا و به خاک روسیه افزوده شد. نام محلی این رود به ارمنی آراکس و به ترکی آذربایجانی آراز است. نام ارس ریشه پارسی دارد و به معنای زلال و بی غل و غش است.

عرض رودخانه ارس تا ۲۰۰متر و ارتفاع وعمق بستر آن به ۲ تا ۳ متر می رسد. عریض ترین نقطه رودخانه در نزدیکی شهر جلفا میباشد که بیش از ۲۰۰ متر عرض و بیش از ۴ متر عمق دارد که از این لحاظ می توان آنرا سومین رودخانه ایران از لحاظ قدرت آب تلقی کرد. بستر رودخانه ارس دارای شیب زیادی بوده که آب با سرعت درآن جریان دارد و مثل رودهای دیگر نمی توان بر روی آن قایقرانی کرد ولی اگر قایق موتور دار باشد می توان از آن استفاده نمود.

در سال ۱۳۴۹ توسط ایران و





تیر
۰۴

روز مادر مبارک

میثم مینائی
منفیمثبت (No Ratings Yet)
Loading ... Loading ...

زمین در عدم بود و آسمان نیز هم، و هر دو در حسرت آفرینش، لحظه شماری می کردند، خلقتی به دست احسن الخالقین.
فقط یک خانواده بود! آن هم از نور!!
میان آنها تنها یک بانو بود! آنهم از نور!!
یک بانو بود و پدرش و همسرش و پسرانش، که روزهای روشن آینده شدند و نور را نسل به نسل برای ما به ارمغان آوردند.
و خداوند اراده کرد، که از نور آن بانو، زمین و آسمان را خلق کند و نور او باعث آفرینش شد.

«خداوند آسمان و زمین را از نور زهرا(س) آفرید.»





خرداد
۲۹

حاج همت

میثم مینائی
منفیمثبت (No Ratings Yet)
Loading ... Loading ...

«هر قدمی در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم، برچسب بارانمان کردند و حالا هم دستکم روزی ۱۰ برچسب و مارک دشت می کنیم! اما عزیزان من دل سرد نباشید! حاشا که بسیجی میدان را خالی کند.»
«امام صحبتی دارند؛ آن را نوشته ام و همیشه در جیب خود دارم. این دیگر یک شعار برای ما باید باشد. امام صراحتاً اعلام می کند: هر کس که بیشتر برای خدا کار کند، بیشتر باید فحش بشنود! و شما پاسدارها چون بیشتر برای خدا کار کردید، بیشتر فحش شنیدید و می شنوید!»





خرداد
۲۸

آبشار آسیاب خرابه

عباس ناصری
منفیمثبت (0 rating, 2 votes)
Loading ... Loading ...

آسیاب خرابه یکى از زیباترین مناظر دیدنى آذربایجان شرقى است که در حدود ۲۷ کیلومترى هادى شهر قرار دارد و در نوار مرزى ایران و جمهورى آذربایجان در ۵ کیلومترى روستاى منجن آباد در حاشیه رود ارس واقع شده است. سابقا در این محل یک باب آسیاب آبى وجود داشت که با استفاده از این آبشار کار مى کرد. اما در حال حاضر خرابه اى بیش از این آسیاب باقى نمانده است. به همین دلیل به نام آسیاب خرابه معروف شده است.

 آب این چشمه زیبا و زلال از کوه کیامکى‏‎‎، یکى از کوههاى بلند بین منطقه دیزمار غربى ارسباران و شهرستان مرند و بخش زنوز سرچشمه مى گیرد. در مظهر چشمه این آسیاب درختان انجیر بسیار روئیده است و آب به صورت آبشارى زیبا به سمت دره جریان مى یابد.

تمام سطوح دیواره آبشار پوشیده از خزه و گیاهان آبزى است که مناظر دل انگیزى را پدید آورده است.

در حال حاضر برنامه هایى به منظور بازسازى این آسیاب توسط میراث فرهنگى و با همکارى سازمان جهانگردى در دست تهیه است که امید مى رود در آینده با اجراى این طرح بر زیبائى این محل افزوده گردد. این فضاى دلگشا که در گوشه اى از دشت بى آب و علف پدید آمده در صورت توجه مسئولان میتواند به یک گردشگاه بزرگ و پر جاذبه بویژه، در فصل تابستان تبدیل شود.





خرداد
۲۷

سفر

مهرداد ماهوتیان
منفیمثبت (No Ratings Yet)
Loading ... Loading ...

در قرمز غروب،

رسیدند

از کوره راه شرق، دو دختر، کنار من.

تابیده بود و تفته

مس گونه های شان

و رقص زهره که در گود بی ته شب چشمشان بود

به دیار غرب

ره آوردشان بود.

و با من گفتند:

«ـ با ما بیا به غرب

 

 

من اما همچنان خواندم

و جوابی بدانان ندادم

و تمام شب را خواندم

تمام خالی تاریک شب را از سرودی گرم آکندم.

 

 

 

 

 

در ژاله بار صبح

رسیدند

از جادة شمال

دو دختر

کنار من.

لب های شان چو هستة شفتالو

وحشی و پر ترک بود

و ساق های شان

با مرمر معابد هندو

می مانست

و با من گفتند:

«ـ با ما بیا به راه . . .»

 

 

ولیکن من

لب فرو بستم ز آوازی که می پیچیدم از آفاق تا آفاق

و بر چشمان غوغاشان نهادم ثقل چشمان سکوتم را

و نیم روز را خاموش ماندم

به زیر بارش پر شعلة خورشید، نیمی از گذشت روز را خاموش ماندم.

 

  

در قلب نیمروز

از کوره راه غرب

رسیدند چند مرد . . .

خورشید جست و جو

در چشم های شان متلالی بود

و فک شان، عبوس

با صخره های پرخزه می مانست.

در ساکت بزرگ به من دوختند چشم.

برخاستم ز جای، نهادم به راه پای، و در راه دوردست سرودم شماره زد

با ضربه های پرتپشش

گام های مان را.

 

  

بر جای لیک، خاطره ام گنگ

خاموش ایستاد

دنبال ما نگریست.

و چندان که سایه مان و سرود من

در راه پرغبار نهان شد،

در خلوت عبوس شبانگاه

بر ماندگی و بی کسی خویشتن گریست.

(احمد شاملو)





خرداد
۲۶

با چیزی ندارم گوش …

عباس ناصری
منفیمثبت (No Ratings Yet)
Loading ... Loading ...

 

من اما،
در دل کُهسار رویاهای خودجز انعکاس سرد
آهنگ صبور این علف های بیابانی که می رویند،
و می پوسند و می خشکند و می ریزند،
با چیزی ندارم گوش…

(احمد شاملو)





خرداد
۲۶

مترفین

میثم مینائی
منفیمثبت (1 rating, 1 votes)
Loading ... Loading ...

درباره ساده زیستی و عدم اشرافی گری که متاسفانه در جامعه ما به امری فراموش شده تبدیل شده چند مطلب نوشتم که بعضی باور نکردند و بعضی حمل بر مقاله سیاسی کردند اما یکی از راههای تشخیص ساده زیستی یا عوام فریبی یک شخص شنیدن سخنان و دیدگاههای اوست و صد البته اگر کسی حرفش با عملش یکی نباشد و فقط برای دیگران حرف بزند مطمئنا طولی نخواهد کشید که رسوا خواهد شد. سخنان زیر در سال ۱۳۷۰ بیان شده است:

((…خدا نعمت را برنمی گرداند؛ ما هستیم که نعمت را برمی گردانیم خدا نعمت را برنمی گرداند؛ ما هستیم که با رفتار خودمان، با عقبگرد خودمان، با سوء تدبیر خودمان درباره ی امور خویش، نعمت را برمی گردانیم . لذا قرآن به ما یاد می دهد که از زیاده رویهایتان به آنچه در امر خودتان انجام داده اید، استغفار کنید؛ “ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا ” من و شما همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم . یکی از شماها معلم بود، یکی دانشجو بود، یکی طلبه بود، یکی منبری بود، همه مان این طور بودیم؛ اما حاﻻ مثل عروسی اشراف عروسی بگیریم، مثل خانه ی اشراف خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابانها حرکت کنیم ! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولی ما ریشمان را گذاشته ایم، همین کافی است؟ ! نه، ما هم مترفین می شویم . واللّه در جامعه ی اسلامی هم ممکن است مترف به وجود بیاید . از آیه ی شریفه ی “واذا اردنا ان نهلک قریة امرنا مترفیها ففسقوا فیها ” بترسیم .تُرف، فسق هم دنبال خودش می آورد …. آن وقتی که جوان حزب اللهی ما به جهاد یا به سپاه یا به فلان وزارتخانه می رفت و به او می گفتند که چه قدر حقوق می خواهی، می گفت این حرفها چیست، مگر من برای حقوق آمده ام؟ اصرار می کردند که باﻻخره زندگی خودت و زن و بچه ات باید بگردد؛ یک چیزی بگیر . به نظر شما اینها افسانه است؟ به نظرم اگر شما بروید در دنیا این را نقل کنید، چنانچه کسی وضع چند سال قبل ما را ندیده باشد، خواهد گفت که افسانه است؛ ولی این واقعیت است . این رویداد، در همین ایران و در همین تهران و در همین وزارتخانه های ما اتفاق افتاد؛ یکی، دو مورد هم نبود . نماینده ی مجلس وقتی اول بار به او حقوق دادند، خجالت کشید حقوق را بگیرد ! بعضی از دوستان ما در دوره ی اول نمایندگی مجلس، شرمشان آمد و ننگشان کرد که حقوق بگیرند ! گفتند ما حقوق بگیریم؟ ! برادران ! من و شما داریم از آن ذخیره می خوریم؛ فراموش نکنید، آن را مردم دیدند . نمی شود ما در زندگی مادّی مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند؛ مردمی که خیلیشان از اولیات زندگی محرومند…))





خرداد
۲۵

همسایه ی دیوار به دیوار

عباس ناصری
منفیمثبت (No Ratings Yet)
Loading ... Loading ...

یادمان باشد
اگر گلی چیدیم،
عطر و خار و گل و برگ
همه
همسایه ی دیوار به دیوار هم اند…





خرداد
۲۲

سایبان آرامش ما، ماییم…

راحیل خوش نظر
منفیمثبت (-1 rating, 1 votes)
Loading ... Loading ...

امتحانات پایان ترم از هفته آینده شروع می شه و بچه ها کم و بیش خودشون رو برای امتحانات آماده می کنن. روزهای امتحان هم معمولاً مثل سایر روزهای تحصیل، خاطره انگیز و به یادماندنی اند… به هرحال، من هم چند روز پیش داشتم یکی از درس هام رو می خوندم و چون استاد اون درس تا پایانِ ترم کتاب رو به واحد تکثیر ندادند، کتاب رو از یکی از دوستان امانت گرفته بودم. همون طور که کتاب رو ورق می زدم دیدم دوست خوبم که سال گذشته این کتاب رو می خونده، تعدادی شعر، جملات قصار و … هم گوشه و کنار اون کتاب نوشته! من هم تصمیم گرفتم که برخی از اونا رو در ماندگارترین بنویسم. این کار به نظرم حداقل دو تا حسن می تونه داشته باشه…

 

شعر زیر ظاهراً بخشی از یکی از سورده های سهراب سپهری است به نام «سایبان آرامش ما، ماییم.» :

 

در هوای دو گانگی ، تازگی چهره ها پژمرد.
بیایید از سایهروشن برویم.
بر لب شبنم بایستیم، در برگ فرود آییم.
و اگر جا پایی دیدیم، مسافر کهن را از پی برویم.
برگردیم، و نهراسیم، در ایوان آن روزگاران ، نوشابه جادو سر کشیم.
شب بوی ترانه ببوییم، چهره خود گم کنیم.
از روزن آن سوها بنگریم، در به نوازش خطر بگشاییم.
خود روی دلهره پرپر کنیم.
نیاویزیم، نه به بند گریز، نه به دامان پناه.
نشتابیم ، نه به سوی روشن نزدیک ، نه به سمت مبهم دور.
عطش را بنشانیم ، پس به چشمه رویم.
دم صبح ، دشمن را بشناسیم ، و به خورشید اشاره کنیم.
ماندیم در برابر هیچ ، خم شدیم در برابر هیچ ، پس نماز ما در را نشکنیم.
برخیزیم ، و دعا کنیم:
لب ما شیار عطر خاموشی باد!
نزدیک ما شب بی دردی است ، دوری کنیم.
کنار ما ریشه بی شوری است، بر کنیم.
و نلرزیم، پا در لجن نهیم، مرداب را به تپش در آییم.
آتش را بشویم، نی زار همهمه را خاکستر کنیم.
قطره را بشویم، دریا را در نوسان آییم.
و این نسیم، بوزیم، و جاودان بوزیم.
و این خزنده ، خم شویم ، و بینا خم شویم.
و این گودال ، فرود آییم ، و بی پروا فرود آییم.
برخورد خیمه زنیم ، سایبان آرامش ما ، ماییم.
ما وزش صخره ایم ، ما صخره وزنده ایم.
ما شب گامیم، ما گام شبانه ایم.
پروازیم ، و چشم براه پرنده ایم.
تراوش آبیم، و در انتظار سبوییم.
در میوه چینی بی گاه، رویا را نارس چیدند، و تردید از رسیدگی پوسید.
بیایید از شوره زار خوب و بد برویم.
چون جویبار، آیینه روان باشیم : به درخت، درخت را پاسخ دهیم.
و دو کران خود را هر لحظه بیافرینیم، هر لحظه رها سازیم.
برویم ، برویم، و بیکرانی را زمزمه کنیم …