شقایق
ما بی غمان مست دل از دست داده ایم——— همراز عشق و هم نفس جام باده ایم
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشده ای ——–ما آن شقایق ایم که با داغ زاده ایم


این عکس در پارک جنگلی بابا امان در نزدیکی شهر بیرجند در استان خراسان شمالی گرفته شده.
ما بی غمان مست دل از دست داده ایم——— همراز عشق و هم نفس جام باده ایم
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشده ای ——–ما آن شقایق ایم که با داغ زاده ایم


این عکس در پارک جنگلی بابا امان در نزدیکی شهر بیرجند در استان خراسان شمالی گرفته شده.
سه درد آمد به جانم هر سه یکبار غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره دیره غم یار و غم یار و غم یار
بابا طاهر همدانی
یازدهم محرم
| الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها | که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها | |
| به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید | ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها | |
| مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم | جرس فریاد میدارد که بربندید محملها | |
| به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید | که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها | |
| شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل | کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها | |
| همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر | نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها | |
| حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ | متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها |
محرم یکهزار و سیصد و هشتاد و شش شمسی، تهران
کار برای خویش کردن نفس پرستی است
کار برای خلق کردن بت پرستی است
کار برای خدا و خلق کردن شرک و دوگانه پرستی است
کار خلق را برای خدا کردن توحید و یگانه پرستی است
شهید عطار روشن
بخوان حدیث دلم را که یادگار من این است من و تو در سفر اما زمین همیشه زمین است
نوشته ام که سکوتت میان قرن بپیچد به لوح خاطره هایی که ماندگارترین است (احمد صداقت)
شعر بالا نماد دستنوشته هایی است که ماندگارترین نام داشتند و هنوز برای من نشان از خاطراتی است که مرور آنها پس از چند سال بسیار عزیزاست. این شعر رو احمد صداقت برای همین دستنوشته ها گفت و اسم ماندگارترین رو هم خودش انتخاب کرد. امیدوارم این مجموعه هم ثبت خاطرات ماندگاری باشد که گذشت سالها ارزشش را معلوم می کند.