<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: وقتی که بدانی</title>
	<atom:link href="http://www.libre.ir/blog/1388/11/17/1573/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.libre.ir/blog/1388/11/17/1573/</link>
	<description>دفترچه خاطرات ماندگارترین دوستان</description>
	<lastBuildDate>Sun, 05 Feb 2012 19:11:08 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: راحیل خوش نظر</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1388/11/17/1573/comment-page-1/#comment-2774</link>
		<dc:creator>راحیل خوش نظر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.libre.ir/blog/?p=1573#comment-2774</guid>
		<description>می روم وز سر حسرت به قفا می نگرم/
خبر از پای ندارم که زمین می سپرم

می روم بی دل و بی یار و یقین می دانم/
که من بی دل بی یار نه مرد سفرم

خاک من زنده به تاثیر هوای لب توست/
سازگاری نکند آب و هوای دگرم 
...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>می روم وز سر حسرت به قفا می نگرم/<br />
خبر از پای ندارم که زمین می سپرم</p>
<p>می روم بی دل و بی یار و یقین می دانم/<br />
که من بی دل بی یار نه مرد سفرم</p>
<p>خاک من زنده به تاثیر هوای لب توست/<br />
سازگاری نکند آب و هوای دگرم<br />
&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سکوت</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1388/11/17/1573/comment-page-1/#comment-2603</link>
		<dc:creator>سکوت</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.libre.ir/blog/?p=1573#comment-2603</guid>
		<description>نمی دونم چراباید اینجابنویسم!یا اصلابرای چی؟
همه خسته ایم و اونی که خسته نیست حتما یه جای کارش میلنگه!
صبح از خونه زدم بیرون ،هنوز درو نبسته بودم دیدم پیرمردی زار  با یه گاری نون خشک جلو در وایستاده !تا منو دیده دستشو که تو گونی بود قایم کرد !بی تفاوت از کنارش رد شدم ،بنده خدا یه چشش کور بود !سرکوچه وایسادم ،دستشو از تو گونی در آورد و یه تیکه نون خشک گذاشت دهنش !
حالم از خودم و دنیا به هم خورد !

راستی چرا اون باید خجالت بکشه !!!!!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمی دونم چراباید اینجابنویسم!یا اصلابرای چی؟<br />
همه خسته ایم و اونی که خسته نیست حتما یه جای کارش میلنگه!<br />
صبح از خونه زدم بیرون ،هنوز درو نبسته بودم دیدم پیرمردی زار  با یه گاری نون خشک جلو در وایستاده !تا منو دیده دستشو که تو گونی بود قایم کرد !بی تفاوت از کنارش رد شدم ،بنده خدا یه چشش کور بود !سرکوچه وایسادم ،دستشو از تو گونی در آورد و یه تیکه نون خشک گذاشت دهنش !<br />
حالم از خودم و دنیا به هم خورد !</p>
<p>راستی چرا اون باید خجالت بکشه !!!!!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رضا</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1388/11/17/1573/comment-page-1/#comment-2583</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.libre.ir/blog/?p=1573#comment-2583</guid>
		<description>سلام به استاد و دوستم.
من بروجرد دانشجو بودم و کلی از اونجا خاطره دارم ولی انسان زمانی که از جایی نره نمی تونه بهش فکر کنه ولی اگه بره تازه می فهمه چه چیزایی گذاشته داره میره. اون وقت که با خاطره ها زندگی می کنه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام به استاد و دوستم.<br />
من بروجرد دانشجو بودم و کلی از اونجا خاطره دارم ولی انسان زمانی که از جایی نره نمی تونه بهش فکر کنه ولی اگه بره تازه می فهمه چه چیزایی گذاشته داره میره. اون وقت که با خاطره ها زندگی می کنه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید مهدی موسوی</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1388/11/17/1573/comment-page-1/#comment-2555</link>
		<dc:creator>سید مهدی موسوی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.libre.ir/blog/?p=1573#comment-2555</guid>
		<description>من هنوز نمی دونم مثبت بدم یا نه! آخه ما ایرانیا کلا منفعت طلب هستیم ( شما بگو حسابگر ) اگر ندانیم مطلبی به نفع ماست یا به ضررمان نه رد می کنیم نه قبول.

&quot;چه زنم چو نای هر دم ...

maryam b گفت : 
راستی برای همیشه دارید کجا میروید؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من هنوز نمی دونم مثبت بدم یا نه! آخه ما ایرانیا کلا منفعت طلب هستیم ( شما بگو حسابگر ) اگر ندانیم مطلبی به نفع ماست یا به ضررمان نه رد می کنیم نه قبول.</p>
<p>&#8220;چه زنم چو نای هر دم &#8230;</p>
<p>maryam b گفت :<br />
راستی برای همیشه دارید کجا میروید؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نعیمه نوری</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1388/11/17/1573/comment-page-1/#comment-2553</link>
		<dc:creator>نعیمه نوری</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.libre.ir/blog/?p=1573#comment-2553</guid>
		<description>سلام استاد
دلم گرفت وقتی تو این روزمرگی هائی که ازشون نوشتید روزهای چهارشنبه دانشگاه قزوین جائی نداشت...
موفق باشید.به امید دیدار</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام استاد<br />
دلم گرفت وقتی تو این روزمرگی هائی که ازشون نوشتید روزهای چهارشنبه دانشگاه قزوین جائی نداشت&#8230;<br />
موفق باشید.به امید دیدار</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: maryam b</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1388/11/17/1573/comment-page-1/#comment-2552</link>
		<dc:creator>maryam b</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.libre.ir/blog/?p=1573#comment-2552</guid>
		<description>مبارک باشد.
چه بیخبر؟
حد اقل یک عکس بگذارید.
حیف که اینجا هم سوت و کور شد.
لعنت به این ... لعنتی 
راستی برای همیشه دارید کجا میروید؟ 
همیشه شاد و موفق و سالم باشد.
به آرزو هم سلام برسانید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مبارک باشد.<br />
چه بیخبر؟<br />
حد اقل یک عکس بگذارید.<br />
حیف که اینجا هم سوت و کور شد.<br />
لعنت به این &#8230; لعنتی<br />
راستی برای همیشه دارید کجا میروید؟<br />
همیشه شاد و موفق و سالم باشد.<br />
به آرزو هم سلام برسانید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عباس ناصری</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1388/11/17/1573/comment-page-1/#comment-2548</link>
		<dc:creator>عباس ناصری</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.libre.ir/blog/?p=1573#comment-2548</guid>
		<description>بوی خوبی از این نوشته به مشام نمی رسید... درست فهمیدم دکتر؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بوی خوبی از این نوشته به مشام نمی رسید&#8230; درست فهمیدم دکتر؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نیکلاس علی لیبر</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1388/11/17/1573/comment-page-1/#comment-2544</link>
		<dc:creator>نیکلاس علی لیبر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.libre.ir/blog/?p=1573#comment-2544</guid>
		<description>البته خیلی وقت است دفاع کرده ام. شهریور امسال.
و البته این نوشته ربطی به دفاع دکتری ندارد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>البته خیلی وقت است دفاع کرده ام. شهریور امسال.<br />
و البته این نوشته ربطی به دفاع دکتری ندارد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: maryam b.</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1388/11/17/1573/comment-page-1/#comment-2540</link>
		<dc:creator>maryam b.</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.libre.ir/blog/?p=1573#comment-2540</guid>
		<description>یعنی دفاع کردید ؟ یعنی باید شیرینی بدهید؟ پس عکس هم بگذارید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یعنی دفاع کردید ؟ یعنی باید شیرینی بدهید؟ پس عکس هم بگذارید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید مهدی موسوی</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1388/11/17/1573/comment-page-1/#comment-2533</link>
		<dc:creator>سید مهدی موسوی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.libre.ir/blog/?p=1573#comment-2533</guid>
		<description>کلا از کلمه &quot; وقتی&quot; خوشم میاد و نوشته هایی که با این کلمه شروع می شن رو دوست دارم.

بعضی وقت ها هم که می خوام چیزی بنویسم،  دوست دارم با این کلمه شروع کنم. مثل &quot; نیستن.&quot; مثل : &quot; وقتی نباشی&quot; مثل :  &quot; وقتی همه رفتند&quot; مثل: ...

اما این پست خوشحالم نکرد.  متن قشنگی هست اما برای 

وقتی که بهش فکر نکنی که این پست چی می خواد بگه. وقتی مطمئن نباشی از چیزی که یه هویی همینطوری بی دلیل تو ذهنت سر می خوره. وقتی اصلا ندونی یا حواست نباشه این پست رو چه کسی نوشته و احتمالا چی می خواد بگه. وقتی یادت رفته باشه که تو &quot;این حس ماندگار&quot; ای که گاهی وقت ها، گاهی جاها یه جورایی یه هوایی بهت می ده چه کس هایی و چه چیز هایی هم شریکن. وقتی با خودت نگی &quot; نه! فکر نکنم!&quot;
.
.
.
وقتی که تمام اینها را ندانی این پست برایت مزه دیگری خواهد داشت.

----------------------------------
پ.ن 1: تقدیم به یک تردید.

پ.ن.2: منظور جناب آقای دکتر این که نیست؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کلا از کلمه &#8221; وقتی&#8221; خوشم میاد و نوشته هایی که با این کلمه شروع می شن رو دوست دارم.</p>
<p>بعضی وقت ها هم که می خوام چیزی بنویسم،  دوست دارم با این کلمه شروع کنم. مثل &#8221; نیستن.&#8221; مثل : &#8221; وقتی نباشی&#8221; مثل :  &#8221; وقتی همه رفتند&#8221; مثل: &#8230;</p>
<p>اما این پست خوشحالم نکرد.  متن قشنگی هست اما برای </p>
<p>وقتی که بهش فکر نکنی که این پست چی می خواد بگه. وقتی مطمئن نباشی از چیزی که یه هویی همینطوری بی دلیل تو ذهنت سر می خوره. وقتی اصلا ندونی یا حواست نباشه این پست رو چه کسی نوشته و احتمالا چی می خواد بگه. وقتی یادت رفته باشه که تو &#8220;این حس ماندگار&#8221; ای که گاهی وقت ها، گاهی جاها یه جورایی یه هوایی بهت می ده چه کس هایی و چه چیز هایی هم شریکن. وقتی با خودت نگی &#8221; نه! فکر نکنم!&#8221;<br />
.<br />
.<br />
.<br />
وقتی که تمام اینها را ندانی این پست برایت مزه دیگری خواهد داشت.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
پ.ن ۱: تقدیم به یک تردید.</p>
<p>پ.ن.۲: منظور جناب آقای دکتر این که نیست؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

