اردیبهشت
۲۹

قتل در نیمه روز

سید مهدی موسوی
منفیمثبت (4 rating, 4 votes)
Loading ... Loading ...

هوای یزد اون روز واقعا گرم بود. آخرین پک رو به سیگار زد و روی تخت دراز کشید. به حرف‌های رئیس فکر می‌کرد، واقعا حق با کی بود؟ این پرونده آخری خیلی دردسر ساز بود. مطمئن بود مظنون دستگیر شده در آن روز سر کار نبوده و فقط او می‌توانست قاتل باشه، اما هیچ دلیل محکمه پسندی نداشت.

به عکس یادگاری همسرش نگاه کرد، با خودش گفت مگر اینکه واقعا انسان بد شانسی باشه. درست همون روزی که زنش کشته می‌شه بدون هیچ دلیلی می ره خارج از شهر، تازه هیچ شاهدی هم واسه این حرفش نداره، درست بعد از درگیری مفصلی که با همسرش داشته و حتی بعد از اینکه با برادر زنش هم درگیر می‌شه. اون انگیزه این کار رو داشته. حتی تو گفته های خودش کاملا معلومه که بعد از دو سال هنوز برادر زنش رو مقصر اصلی کشته شدن مادرش تو تصادف می دونه. همیشه نگرانه. اصلا موقع بازجویی مشخصه داره چیزی رو پنهون می‌کنه.

واسه اینکه فکرش آزاد شه روزنامه دیروز رو برداشت و ورق زد. مثل همیشه رفت سراغ صفحه حوادث. دو سارق مسلح بانک که تحصیل کرده هم بودند فرار کردند. واسش جالب بود، کامل خوند:

” دو سارق حرفه‌ای بانک که سال گذشته در پی یک عملیات ویژه پلیسی دستگیر شده بودند در هنگام انتقال به زندانی دیگر به کمک نقشه از پیش تعیین شده‌ای اقدام به فرار کردند. در بهمن سال گذشته در دو سرقت تقریبا مشابه مقدار زیادی پول نقد از دو بانک به سرقت رفت و پس از پی گیری‌های طولانی و ویژه پلیس، این دو سارق دستگیر شده بودند.

طبق اطلاعات بدست آمده این دو مرد سابقه‌دار از کشور خارج نشده‌اند. …

وقتی نحوه سرقت و فرار رو خوند گفت ” چه باهوش!” . قبل از شروع خوندن قسمت بعدی، تلفن زنگ خورد. یه قتل تو یه مکان متروک قدیمی. ستوان اومد دنبالش و رفتند به محل جرم. جالبه! تا حالا اینجا رو ندیده بود! خارج از شهر یه چهاردیواری بزرگ به نظر می‌رسید، تقریبا ۲۰ در ۱۵٫ یه قسمت هاییش هم سقف داشت. وقتی وارد شد وسط حیاط یه حوض دایره‌ای شکل بود. یک فرمانده بسیجی سلام نیمه نظامی داد و گفت : ما در قالب یک تیم ۵۰ نفره از جوانان منطقه درحال عملیات سالیانه بودیم که ناگهان صدای تیری شنیدیم. با توجه به احساس وظیفه، سریع منطقه رو محاصره کردیم و … که ستوان عجله بازپرس رو دید و زود گفت : قربان از زمان شلیک کسی خارج نشده.

محوطه خیلی دست نخورده و خالی بود. در کنار جسد هیچ چیز اضافه‌ای به نظر نمی رسید. مقتول یه مرد تقریبا ۴۰ ساله بود. به خاطر نحوه زمین خوردنش تقریبا تمام پیراهنش رو خون فرا گرفته بود. افراد داخل محوطه ۴ نفر بودند. همگی خیلی مضطرب به نظر می‌رسیدند. یک چوپان به همراه پسری جوان. یک جهانگرد میانسال ایتالیایی، و یک مرد که بسیار واضح بود معتاد است. کار خیلی ساده به نظر می‌رسید. قاتل یکی از اونهاست. اما فعلا نه اسلحه‌ای پیدا شده و نه حتی پوکه‌ای. بازپرس ترجیه داد کمی با مظنونین صحبت کنه. چوپان و پسرش خیلی نگران این موضوع بودند که گله گوسفندان را به منطقه مورد حمایت میراث فرهنگی اوردند و باید غرامت بدهند. جهانگرد ایتالیایی کمی انگلیسی بلد بود و به بازپرس فهموند که یک باستان‌شناس و استاد دانشگاه است و تفاوت معماری قبل و بعد از اسلام رو تدریس می‌کنه و مقالات زیادی در این زمینه داره و خیلی خوشحال بود که از مسجدی که در دوران صفویان ساخته شده دیدن می‌کنه و ادامه داد که این بنا از این لحاظ که تمام اصول معماری اسلامی در اون رعایت شده خیلی خاص و جالبه. و در ادامه گفت که واقعا خیلی بده که این آثار … این خارجی ها واقعا پر حرفن-. و اون معتاد که خیلی هم خمار به نظر نمی رسید. بدون اینکه هیچ توضیحی در مورد دلیل بودنش در اون مکان رو بگه گفت که صدای یک تیر رو شنیده ولی اصلا باور نمی‌کنه کسی کشته شده باشه!!

بازپرس با خودش گفت این طوری نمی‌شه. ” همه بازداشتگاه ” . و خواست بره هتل و کمی استراحت کنه. بعد از شام کمی دراز کشید. بعد با خودش گفت چرا آخه بازپرس؟ می تونستم یه خلبان باشم. یا حداقل یه مهندس. البته مدیر شدن هم بد نبود. بعد سری به آلبوم عکس خانوادگی زد و خاطرات پدربزرگ و اون خونه اصیل و زیبا رو در یزد مرور کرد. بعد هوس کرد یه آدامس رو انقدر بجوه که تلخ بشه. هنوز آدامس کاملا تلخ نشده بود که قاتل رو شناسایی کرد.

او کیست؟

دو معمای ساخته فکر دیگران:

۱- در اتاقی یک مرد در حال قرائت قرآن است و مردی دیگر در حال خواندن نماز. یک مرد نیز همراه همسر خود در گوشه‌ای از اتاق نشسته‌اند. در همین وقت زنی از در اتاق وارد می‌شود. همزمان با ورود این خانم، قرائت قرآن آن مرد بی فایده، نماز آن یکی دیگر باطل و آن مرد و همسر بر هم نامحرم می‌شوند!!!!

چرا؟

۲- مردی در بیابان پس از نیافتن آب تیمم کرده ونماز بر پا می‌دارد. در رکعت دوم پس از قنوت خر ایشان شروع به عرعر کردن می‌نماید. همزمان با این عمل، نماز مرد باطل است.

چرا؟

—————

خیلی منتظر ماندم تا کسی از دوستان مطلب جدید بگذارند. من تقریبا تمام پست هام رو زمانی گذاشتم که سرم واقعا شلوغ بوده. دارم به اتساع زمان ایمان می آورم.

در مورد جایزه حل کننده معما هیچ ایده ای ندارم. اما از ایده های دوستان استقبال می کنم. به شدت.

توضیح: فکر می کردم اگه گنگ باشه جواب سخت باشه. اما به پیشنهاد دوستان قاتل رو حذف کردم که خود شما حدس بزنید قاتل کیه. ( البته کمی دیر)

۱۳ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید
  • میزبان گفت :

    در معمای پلیسی جهانگرد دروغ گو بوده چون مکانی که قتل در اونجا اتفاق افتاده مسجد نبوده بلکه یک خانه قدیمی یزدی و حتما متعلق به پدربزرگ بازپرس بوده.
    در معمای بعد زمانی که زن وارد میشود بر مرد قاری نامحرم بوده و نگاه مرد باعث بی فایده شدن قرائت قرآن می شود. و در زمانی که زن وارد شده مقارن با ساعت ۱۲ نیمه شب بوده که در این ساعت نماز مرد که حتما نماز عشا میخوانده باطل و زمان عقد زن و مرد نشسته که حتما موقتی بوده به پایان رسیده و آن دو به هم نا محرم شده اند.
    در معمای آخری همزمان با عرعر خر یکی از عواملی که نماز را باطل میکنند (خارج شدن باد از بدن،…) باعث ابطال نماز مرد شده است.

  • سید مهدی موسوی گفت :

    متاسفانه همه جواب های شما اشتباه بود.

  • عباس ناصری گفت :

    والا…
    فکر می کنم چون در زمینه معماهای پلیسی استعداد خاصی ندارم و هر حدسی هم که بزنم ممکنه غلط از آب در بیاد، اگه منتظر راه حل بقیه ی دوستان بمونم بهتره!

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    جناب موسوی
    پاسخ را به سبک خودتان می دهم چون مطلبتان تازه است اگر واضح باشد مزه اش می رود.

    ۱- دایره و مستطیل :smile:
    ۲- نسبت سابق :wub:
    ۳- نشانه :w00t:

    به نظرم به اندازه کافی واضح است.

    پی نوشت: حداقل با شما در مورد شام بی حساب شدیم. لطفا کمتر گرد و خاک کنید.

  • مسعود گفت :

    اولا اینکه باید خبر می دادی.

    دوما آن دو تا آخری را چون شنیده ام نمی گویم.

    اما داستانت. باید فکر کنم. البته من که جایزه ام را قبلا گرفته ام.

  • مسعود گفت :

    بله.بله.
    O #

  • سید مهدی موسوی گفت :

    اولا یه عذر خواهی که دیر جواب دادم. هم به خاطر کارهام هم به خاطر کسالت پدرم ۲روز نتونستم سر بزنم.

    بسیار بسیار در حیرتم از جواب جناب آقای دکتر. چرا؟ چون:

    داستان اصلی بلندتر بود یه قسمت هایی رو حذف کردم و مجبور شدم خودم در انتها بگم که قاتل کی بوده. در واقع داستان آن دو سارق مسلح و قتل با هم در ارتباط بود و به پیدا شدن قاتل کمک می کرد.

    به هر حال جناب آقای دکتر خیلی دقیق و ریزبین بودند.

    پی نوشت : با توجه به این که شنیده می شود از برخی از دوستان شام گرفته اید، می توان گفت که با بی حساب شدن شام، من جایزه گرفته ام.

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    آقای موسوی جواب رو نگفتید.
    نمی شود که معما طرح کرد و ادامه نداد!

  • سید مهدی موسوی گفت :

    ۱-تاثیر فلسفه فکری ایرانیان بر معماری بناها، چیز جدیدی نبود و با ورود اسلام با همه ابعاد خود، این تاثیر بر معماری نیز دیده شد.

    یکی از تغییراتی که در بناهای مذهبی ایرانی بعد از ورود اسلام بوجود آمد، تغییر حوض های دایره ای به حوض های مستطیلی است.

    البته شاید بناهایی باشد که این اصل در آن رعایت نشده باشد، اما بسیار کم است و در آن صورت یک بنا با رعایت تمام ویژگی های آن سبک نیست.

    در این آدرس ها چند نمونه از آثار توصیف شده را می توانید ببینید:

    http://maybod.org/1385/11/30/66.shtml

    http://www.ilamtoday.com/article/printable.asp?num=52

    http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=19385

    ( معبد آناهیتا و هرسین توصیف حوضی دایره ای و قلعه والی فیلی و حوض یخبند در استان یزد با حوضی مستطیلی به عنوان نمونه)

    جهانگرد که خودش را مدرس تفاوت های معماری قبل و بعد از اسلام معرفی می کند و ادامه می دهد که این بنا تمام ویژگی های معماری اسلامی رو رعایت کرده است و … ، دچار زیاده گویی شده است. شاید اگر فقط می گفت جهانگرد است به همین راحتی شناخته نمی شد. ( شاید هوش اضافی و فی البداهه گویی او این بار به ضرر او بود)

    در واقع این جهانگرد قلابی و مقتول همان دو سارق بانک بودند که البته با حذف قسمتی از داستان این موضوع روشن نبود.

  • سید مهدی موسوی گفت :

    یادم رفت در مورد دو معمای دیگران بگم:

    ۱- آن زن که وارد شد همسر سابق مرد است که سال ها پیش ناپدید شده بوده و مرد به گمان فوت وی، خواهر او را به همسری انتخاب کرده است. آن کسی که نماز می خواند به نیابت از زن فوت شده مرد، نماز می خواند و آن یکی که قرآن می خواند برای شخص فوت شده می خواند. که با ورود وی و در واقع زنده بودن آن زن، زن و شوهر بر هم نامحرم، نماز قضا به نیابت مرحوم باطل و قرآن برای او بی فایده است.

    ۲- با صدای خر، مرد یادش می افتد که در خرجین خرش کوزه ای آب دارد و تیمم وی باطل است.

    —————————————
    هر دو معما را اولین بار از پدربزرگم شنیدم. خیلی دوسش دارم. ( محض خودشیرینی!)

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    اولی را نگفتید!

    —————————
    سید مهدی موسوی : گفته ام. باید یکی از مدیران تائید می کرد. که اکنون تائید شد.

    نشانه های که شما گفتید بسیار مختصر، واضح و دقیق بود. متشکرم.

  • نسیم گفت :

    او لا لا
    به به … به سلامتی این معما رو حل کردند.
    جایزه اشون هم نوش جانشون
    با اشاره های دکتر می شد حدسهایی زد…کلی هم این روزها تو ایام امتحانات و تصادف و این حرفها نگذاشت بیام بگویم…
    در هر حال ما که تو نت هر چه قدر هم باهوش باشیم نمی توانیم هیچ جایزه ای بگیریم :cwy:
    معمایی که خودتان طرح کردید خیلی زیرکانه تر بود
    یاز هم منتظر این دست معما ها هستیم :wink:

  • فاطمه گفت :

    سلام…
    جند روزی نبودم..
    وقتی اومدم فهمیدم معما طرح کردید…
    حالا هم سوالو دیدم هم جواب…
    معمای مرد تو بیابون رو شنیده یودم..
    اما بهتون تبریک میگم…ذهن خلاقی دارید…
    خیلی برام جالب بود…

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.

:alien: :angel: :angry: :blink: :blush: :cheerful: :cool: :cwy: :devil: :dizzy: :ermm: :face: :getlost: :biggrin: :happy: :heart: :kissing: :lol: :ninja: :pinch: :pouty: :sad: :shocked: :sick: :sideways: :silly: :sleeping: :smile: :tongue: :unsure: :w00t: :wassat: :whistle: :wink: :wub: