اردیبهشت
۰۳

Grand Canyon

وحید زین الدینی
منفیمثبت (+10 rating, 10 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

Grand Canyon یک دره بسیار عمیق در ایالت آریزونا هست که توسط رودخانه کلورادو شکل گرفته و بسیار مشهور و زیباست، سالانه میلیونها نفر از این مکان دیدن میکنند. چندی پیش با تعدادی از دوستانم رفتیم اونجا و گفتم شاید بد نباشه یه تعداد از عکسهای اونجا رو در ماندگارترین بذارم، باشد که حس طبیعت دوستی‌ دوستان تحریک شود.

لازم به ذکر است که حدود ۶/۵ سال پیش با تعدادی از جونیورها  به این مکان رفته بودم. خیلی‌ یاد اون موقعها برام تازه شد و گفتم احتمالا این دوستان از دیدن این عکسها خوشحال میشن و یاد روزهای خوب اون دوران میفتن.

ما یک شب بالای دره و در حالی‌ که برف میومد چادر زادیم و شب رو موندیم و صبح حرکت کردیم که دره رو تا رودخانه پیاده روی یا کوهنوردی کنیم. رفت و برگشت حدود ۲۶ کیلومتر راه بودو وقتی به قسمتهای پایین میرسیدی هوا کاملا گرم و تابستانی بود. در واقع ظرف چند ساعت و با پیمودن چند کیلومتر از زمستان به تابستان میرسیدی. و البته از داخل دره زیباییها دو چندان بود. دیگه زیاد سر دوستان رو به درد نیارم. خودتون عکسها رو ببینید. البته واقعا این عکسها فقط گوشه ای از زیبایی اونجا رو نشون میده امیدوارم که خودتون یه روز فرصت کنید واز نزدیک ببینید.

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz

پستهای مرتبط

۱۶ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید
  • احمد گفت :

    وحید جان،
    ما رو با این عکس ها در مسافرت و لذت خودت شریک کردی.

    ممنونم و امیدوارم گرندکنیون های زندگی ات هم تابستانی و لذتبخش باشه.

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    طبیعت زیبایی داره.
    فقط رفتن این جور جاها راهنما می خواهد. تنها که نرفتید!؟

  • سید مهدی موسوی گفت :

    چه مناظر زیبایی.

    تقسیم خاطرات زیبا همیشه برایم لذت بخش بوده است.

    —————–
    فقط یک چیز نظرم را جلب کرد خواستم بگویم. اگر تعداد بازدید هر کدام از عکس های زیبایت را چک کنید خواهید دید که عکس آخر طالب بیشتری داشته! – البته تا این لحظه-

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    نکته ای بود ها جناب موسوی

    من خودم می خواستم ببینم وحید کدومشونه.

    اول فکر کردم دومی از سمت راست است که کمی آفتاب زیاد خورده. بعد فکرم رفت به اولی از چپ گفتم شاید زیاد درس خوانده بعد دیدم نه از این خبرها نیست. وحید همون اولی از سمت راست است که خوشی زیاد داشته کمی آب زیر پوستش رفته. :whistle:

  • سید مهدی موسوی گفت :

    من هم با اینکه ندیده بودمشان تقریبا همین سلسله مراتب حدسیات را با کمی پس و پیش طی کردم.

  • وحید گفت :

    مسیرش کاملا معلومه و بسیار هم شلوغه بنابراین نیازی به راهنما نبود. در ضمن نقشه هم داشتیم.
    در مورد عکس اخر هم تردید داشتم که بزارم یا نه. ۵ نفر با پنج ملیت مختلف اونجا بودیم که البته ۵ تامون هم آفیسی هم هستیم و یه استاد داریم.
    در مورد کامنت جالب علی هم احتمالا باید بگم که درست حدس زدی و من این مسیر تغییر ظاهر رو طی کردم فقط دوباره برگشتم به اصل خودم.
    حالا موندم نتیجه حدسیات جناب موسوی در پایان و بعد از دیدن کامنت علی چیه!! فقط امیدوارم منو اون سنگ گوشه عکس فرض نکرده باشه!

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    البته این یک شوخی بود بین من و وحید
    چون بقیه ممکن است وحید رو نشناسند این شوخی به جدی تبدیل می شه.
    وحید رو از پانصد کیلومتری هم می شود تشخیص داد که اون وسطی است.

    چند وقت پیش وحید یک سری آمد ایران. یک وی‍ژگی جالبی که داشت و برایم جالب بود این بود که برخلاف بسیاری از دوستان که بعد از رفتن به فرنگ تغییر زیادی کرده بودند وحید تقریبا هیچ تغییری نکرده بود. البته نمی گم که هرکسی تغییر کند بد است اما این عوض نشدن وحید برایم خیلی دوست داشتنی بود. :wub:

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    راستی وحید در گرند کنیون یک تک درخت هست خیلی معروفه. از اون عکسی نداری.

    این درخت سوژه جالبی برای عکاسها است. یه چیزی مثل کشتی یونانی در کیش که هر عکاسی که کیش می ره یه عکس ازش داره.

  • میثم مینائی گفت :

    عکسهای زیبا و جالبی بود.
    یه تشکر هم از آقا وحید؛ بالاخره یک نفر پیدا شد تا از امکانات وبلاگ (گالری عکس) استفاده کنه!

  • مریم ب گفت :

    “Grand Canyon” جای خیلی‌ قشنگیه، عسک اون موقع رو ندارم که اونجا گرفتیم، جالب میشد اگه اون رو هم اینجا میگذاشتیم.

    خوش به حال آقا وحید که رفتن ایران، چه جوری رفتید؟ کار سختی نبود؟

  • وحید گفت :

    نه علی جان متاسفانه چیزی از اون درخت نشنیدم، باید یه فرقی باشه بین ما و عکاسها….
    اقا میثم اولین و راحتترین راهی که دیدم همین بود دیگه. خواهش میکنم.
    مریم خانم، منم متاسفانه عکس اون موقع رو نداشتم اتفاقا میخواستم بپرسم اگه کسی داره بزاره، احمد تو نداری؟
    ایران رفتن هم سخت بود، اره، ولی خیلی میارزید. سختیش کلیرنسم بود که دو ماه طول کشید.
    اینقدر دلم میخواد تابستونی هم برم ولی اصلا روم نمیشه حرفشو پیش استادم بزنم.

  • احمد گفت :

    وحید جان، من عکسی با خودم از ایران نیاوردم. متاسفانه. ولی فکر می کنم دوستانی که در ایران هستند داشته باشند. این حسین دور محمدی یا مهدی نعمتی این دور و اطراف نیست ازشان بپرسیم؟

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    من می پرسم می گم.
    حسین دو سه روز پیش اینجا بود.
    مهدی نعمتی هم که هر روز هست.

    ولی حرف احمد خیلی عجیب بود. یعنی کلا عکسها تو نیاوردی؟!!!

  • وحید گفت :

    منم علی هیچ عکسی نیاوردم به جز یک سری عکسهای دیجیتال که با گوشیم گرفته بودم.
    اینجوری ادم بعد از جند سال عکساشو ببینه خیلی بیشتر حال میده…..

  • سید مهدی موسوی گفت :

    یک توضیح:

    اول باید عذرخواهی کنم چون نباید اون کامنت آخر رو می گذاشتم. من حدسیات خاصی نداشتم فقط به فرضیات آقای دکتر توی ذهنم یک فرض اضافه کردم که ” شاید آقای زین الدینی عکاسِ این عکس باشند”.

    این روزها تمام حدسیات و فرضیاتم اشتباه در اومده: دیشب رسیدم خونه داشت فیلم تله گذار ساخته جان آمیلز (۱۹۹۹) رو میداد. من عاشق آخر فیلم بودم که وقتی بیننده حس می کنه همه چیز تموم شده و زتا جونز رو دست خورده، شون کانری با زیرکی خاصی و استفاده از زمان حرکت مترو باعث فرار اون می شه و از همه جذاب تر اینکه جونز با قطار برگشت برمی گرده و کانری رو که تنها تو ایستگاه نشسته رو در ثروت بدست اومده شریک می کنه. واقعا تو چند دقیقه دوبار خیلی خوب بیننده غافلگیر می شه.
    من وقتی کانری داشت خیره به روبرو نگاه می کرد رسیدم و گفتم “وای من عاشق این لحظه ام، الان با قطار برمی گرده” که در کمال تعجب دیدم فیلم تموم شد و نام کارگردان و … آمد.

    خشکم زد. هی فکر کردم لباساش که بد نبود، حرکت ناشایستی هم که انجام ندادند، پیام غیر اخلاقی هم که نداشت، وقت اخبار یا اذان هم که نبود عجله داشته باشند … خدایا این دیگه چی بود؟ کل فیلم عوض شد!!!!!!!!

    همه این ها رو گفتم که بگم یک پست از یک اشتباه دیگرم باید بگذارم.

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    فقط این بخش نبود. اونجایی که زیر پل اتصال توئین تاور پتروناس معلق بودند تنها کسی رو که نشون می داد شون کانری بود. بعد وقتی رسیدند بالای پل یکهو شدند دو نفر

    از این شیرین کاریها زیاد اتفاق می افته.
    گاهی مسیر فیلم عوض می شه.
    نمونه جالبش هم پخش فیلم Gangs of Newyork در جشنواره فیلم فجر بود که اصولا شخصیت اون دختره رو حذف کردند. به نوعی فیلم از اول تدوین شد.

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.

:alien: :angel: :angry: :blink: :blush: :cheerful: :cool: :cwy: :devil: :dizzy: :ermm: :face: :getlost: :biggrin: :happy: :heart: :kissing: :lol: :ninja: :pinch: :pouty: :sad: :shocked: :sick: :sideways: :silly: :sleeping: :smile: :tongue: :unsure: :w00t: :wassat: :whistle: :wink: :wub: