( ۲۵ ) دیدگاه
اسفند
۱۸
یک پیشنهاد
یک پیشنهاد در مورد نویسندگان وبلاگ داشتم.
با اضافه شدن افراد جدید دسته نویسندگان به فهرستی طولانی تبدیل شده و با توجه به عدم فعال بودن برخی اعضا، پیشنهاد میکنم به جز دسته نویسندگان، دسته دیگری با نام “نویسندگان فعال” داشته باشیم و نام نویسندگانی که بیشتر از دو ماه از آخرین ارسالشون نگذشته در این دسته قرار بگیره.
لطفا نظرتون رو در مورد ایجاد این دسته و نام اون در یادداشتها بنویسید.
۱۸ اسفند ۱۳۸۷ در ۳:۲۱ ب.ظ
با پیشنهاد موافقم.
و اینکه ماندگارترین چیزی نیست که بخواهیم کسی را از آن حذف کنیم اما می توانیم نویسندگان فعال و نویسندگان سابق داشته باشیم. این طوری تاریخچه ای هم از روند شکل گیری ماندگارترین تشکیل می شود.
و البته این که اگر کسی نخواست یا نتوانست فعال باشد به احترام جمع به بقیه بگوید نه اینکه هر وقت دلش خواست بدون اطلاع جمع را ترک کند.
۱۸ اسفند ۱۳۸۷ در ۳:۳۳ ب.ظ
من هم با این پیشنهاد موافقم.
همچنین با ” و اینکه …” و ” و البته …” آقای دکتر.
۱۸ اسفند ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۴ ب.ظ
یک سوال برایم پیش آمد:
دستاورد اجرایی شدن این پیشنهاد چیست؟
۱۹ اسفند ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۳ ق.ظ
و اینکه ماندگارترین چیزی نیست که بخواهیم کسی را از آن حذف کنیم …..
من جزء اخراجی ها هستم. که نه در آمدنم اختیار داشتم و نه در حذف شدنم.
۱۹ اسفند ۱۳۸۷ در ۸:۰۶ ق.ظ
در ماندگارترین هیچ کس حذف نشده و نخواهد شد! شاید نام بعضی در قسمت نویسندگان نمایش داده نشده اما همه یوزرهای قبلی فعال می باشد.
در مجموع ما ۲۲ نویسنده داریم که ۶ نفر کاملا غیر فعال هستند و البته با ارسال اولین پست به دسته نویسندگان اضافه خواهند شد.
۱۹ اسفند ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۸ ق.ظ
اوه اوه!
این که پیشنهاد من بود دارید به اسم خودتون تمومش می کنید. یادتون نیست:
(من فکر می کنم، ماندگارترین مثل “هر” رسانه دیگری باید دو ساختار مجزا داشته باشد: یک گروه نویسندگان ثابت که چراغ را روشن نگاه دارند. یک گروه هم نویسندگاه همکار.
http://www.libre.ir/blog/1387/11/16/773/
و احتمالا چند جای دیگه)
ولی میثم جان! می ترسم که اینطوری در شهر هر آنچه هست گیرند. :ninja:
برای نگارنده عزیز:
آقا لحن فلسفی- ادبی کامنتت رو عشق است. :cwy:
۱۹ اسفند ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۴ ق.ظ
غریب آشنا
نشناختم. لطفا نقاب از چهره بردارید.
۱۹ اسفند ۱۳۸۷ در ۲:۳۸ ب.ظ
این دفه خودم دوست دارم که با اجازه صاحب خانه جناب آقای هر بیل (حالا بر عکس) به ماندگارترین ها بپیوندم. با اجازه شما ورودم را اعلام کردم و از آنجا که هر ورودی یک خروجی هم دارد ان شاء الله خروجم را هم اعلام خواهم کرد. امیدوارم فاصله بین ورود و خروجم کوتاه نباشد. آن را شرایط تعیین می کند.
و اما در مورد نقاب: بگذارید که بماند.
۱۹ اسفند ۱۳۸۷ در ۴:۰۵ ب.ظ
لیبره !!!
۱۹ اسفند ۱۳۸۷ در ۴:۴۱ ب.ظ
!
۱۹ اسفند ۱۳۸۷ در ۸:۳۰ ب.ظ
آقای لیبر قصدی نداشتم عذر من را بپذیر. برای اینکه از دلتان بیرون بیاید:
قیامت قامتی قامت قیامت …… قیامت کرده ای ای سرو قامت
موذن گر ببیند قامتت را …… به قدقامت بماند تا قیامت
۱۹ اسفند ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۰ ب.ظ
سلام آقای غریب آشنا
الحق و والانضاف که اسم با معنایی داری
من نمیشناسمت پس غریبی اما با این اسمی که برای صاحب خانه انتخاب کردی واقعا که احساس آشنایی چندین و چند ساله باهات کردم
من ۱۱ سال است که صاحب خانه را میشناسم و تاکنون اسمی اینقدر بهم نچسبیده بود
هرچند ممکنه بخاطر شرایط فعلی صاحب خونه نشه زیاد ازش استفاده کرد اما خوب به هر حال شرایطی پیش میاد که ….
امیدوارم که هیچ گاه نروی
در ضمن من یک پیشنهاد برای شما دارم اگر امکان دارد به من یک ایمیل بزنید تا مطرح کنم.
۱۹ اسفند ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۵ ب.ظ
آدرسم را رسما اعلام می کنم:
gharib.ashena7@gmail.com
۲۰ اسفند ۱۳۸۷ در ۷:۴۳ ق.ظ
با سلام خدمت غریب آشنا
من حدس می زنم شما آقای محبی باشین. اگه حدسم درسته که یوزر و پس قبلی رو براتون بفرستم و اگر نه که یوزر مورد نظرتون رو هم از طریق میل بفرمائید.
خدمت احمد آقا فقط یک جمله عرض می کنم:
با ما به از این باش که با خلق جهانی
۲۰ اسفند ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۱ ق.ظ
از پیشنهاد هادی نگفته و نشنیده چهار ستون بدنمان لرزید. باشد که خداوند به خیر و صلاح بگذراند.
در مورد حرف میثم به احمد هم:
با ما به از این باش که با خلق جهانی
عجیب چسبید
این هم از طرف من:
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش
چند روزی است جملات قصار جالبی از میثم می شنویم.
گویی این ترک ماندگارترین چند روزه موثر بوده.
۲۰ اسفند ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۵ ق.ظ
و البته در این میان سوالی مهم بی جواب ماند.
نگارنده گفت:
“دستاورد اجرایی شدن این پیشنهاد چیست؟”
میثم منتظریم.
۲۰ اسفند ۱۳۸۷ در ۷:۴۲ ب.ظ
سلام آقا میثم حالتون چه طوره؟ درست زدید وسط خال.
صاحب خانه جان سلام. پشت در زیر پایمان جوانه هایی سبز شده به نام علف. چه کنم؟ در را باز می کنی؟
(((((( راستی ببخشید که بحثتون را کلی منحرف کردم )))))
۲۰ اسفند ۱۳۸۷ در ۷:۴۴ ب.ظ
جناب صاحبخانه: «…این طوری تاریخچه ای هم از روند شکل گیری ماندگارترین تشکیل می شود.»
احمد! کجایی که پیوستیم به تاریخ؟!!!
۲۰ اسفند ۱۳۸۷ در ۷:۵۱ ب.ظ
جناب صاحبخانه فرمودند: «…این طوری تاریخچه ای هم از روند شکل گیری ماندگارترین تشکیل می شود.»
احمد! کجایی که پیوستیم به تاریخ ؟!!!
۲۰ اسفند ۱۳۸۷ در ۸:۳۶ ب.ظ
البته میثم که گفت کسی از ماندگارترین حذف نشده است که الان بخواهد دوباره اضافه شود. بنابراین در باز است.
راستی میثم هنوز منتظریم
۲۱ اسفند ۱۳۸۷ در ۸:۳۶ ق.ظ
در یک جمع بندی می توان سه دسته از نویسندگان به شکل زیر ترتیب داد:
۱- نویسندگان فعال: حداقل هر دو هفته یکبار در وبلاگ پست داشته باشند.
۲- نویسندگان : حداکثر ۶ ماه از آخرین پستشان نگذشته باشد.
۳- نویسندگان سابق: بیش از ۶ ماه در وبلاگ غیر فعال باشند. (چه به صورت ارسال پست یا دیدگاه)
هدف از این دسته بندی برجسته کردن افرادی است که برای ماندگارترین و ماندگاری آن و گرم ماندن جمع دوستان، وقت بیشتری می گذارند و بیشتر یک نوع تشویق می باشد تا دیوار کشیدن و متمایز کردن افراد.
البته ناگفته نماند که شاید جناب صاحبخانه هم به نویسندگان فعال عیدی داد. :whistle: :w00t:
۲۱ اسفند ۱۳۸۷ در ۹:۰۰ ق.ظ
احمد گفت:
اوه اوه!
این که پیشنهاد من بود دارید به اسم خودتون تمومش می کنید…
احمد جان! این دسته بندی به لحاظ شکلی است نه عملیاتی! و با پیشنهاد شما خیلی فرق داره. تفاوت بزرگش در اینه که نویسندگان با ارسال یا عدم ارسال مطالب و با آگاهی خود به یک دسته ملحق می شن در حالیکه در پیشنهاد شما نویسندگان ابتدا در یک دسته قرار می گرفتند و بعد باید خود را با شرایط و قوانین آن دسته وفق می دادند.
۲۴ اسفند ۱۳۸۷ در ۸:۳۵ ق.ظ
به شکل آزمایشی و تا آخر فروردین دسته های جدید و نویسندگان عضو در وبلاگ قرار گرفت.
انشاءالله در اول اردیبهشت یک بازنگری در این دسته ها و اعضای آنها خواهیم داشت.
۲۵ اسفند ۱۳۸۷ در ۸:۲۱ ب.ظ
سلام آقا میثم
:tongue:
اگر خواستی عملیاتی کنی حداقل یک سیستمی بذار یکی دو روز قبل از اینکه به دسته پایین تر سقوط کنیم بهمون یک ایمیل بیاد که به خودمون بیاییم و یک مطلبی بذاریم که از خطر رهایی پیدا کنیم.
من با کلیات این طرح موافقم.
۲۶ اسفند ۱۳۸۷ در ۹:۱۳ ق.ظ
هادی نکته خوبی رو مطرح کرد.
خطر سقوط به دسته پایین تر
راستی هادی جان
امیدوارم کار به این مراحل نکشد که برای خطر سقوط مطلب بگذاری
چند تا از اون مطالبی که برای مهلا طلا نوشته ای جان می دهد برای ماندگارترین