بهمن
۱۷

فقط نگاه می کنم

نیکلاس علی لیبر
منفیمثبت (+11 rating, 13 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

124

با توجه به اینکه دوستان در مورد اینکه چی بنویسم به جمع بندی نرسیدند یا حداقل من نفهمیدم جمع بندی آن چه شد از این عکس شروع می کنم.
این عکس رو در مکه مکرمه گرفتم. سوژه هم یکی از بسیار کودکانی است که مادرانشان در گرمای طاقت فرسای عربستان در اماکن زیارتی مکه و مدینه تکدی گری می کنند و درامد روزانه شان شاید به سختی کفاف خورد و خوراکشان را بدهد. می خواستم نظرتون رو راجع به این عکس و نگاه بدونم.

لازم به ذکر است که ویرایش این عکس توسط لیلی دیلمی که از عکاسان خبری حرفه ای ساکن آلمان است انجام شده. به نظر من لیلی دیلمی یکی از بهترینها است در این سبک عکاسی و سعی می کنم در فرصتی مناسب تعدادی از عکسهای زیبا و تلخش را در سایت نشانتان بدهم.

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz

پستهای مرتبط

۱۴ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید
  • نگارنده گفت :

    جمع بندی که مشخص بود! اکثریت آرا با گزینه ۷ بود. همه ی موارد! اما اگر این آراء رو باطل فرض کنیم چون تو گزینه ها نبوده طبق بررسی ای که الان کردم در مجموع موارد ۱ و ۵ هر کدوم دو رای و ۲ و ۴ و ۶ هرکدوم ۱ رای داشتند! البته اینها نتایج اولیه شمارش آراست که شورای نگهبان باید صحت اون رو تایید کنه!

    در مورد عکس:
    به تک تک اعضای چهره نگاه کردم تا دلیل حس فقر و غم را بفهمم که از کجا ناشی می شود! شاید بیشتر از همه حالت لب و بی حالتی نگاه. کمی به تصور قالبیمان هم شک کردم: رنگ پوست.
    اگر بخواهیم عکس مشابهی که فقر و غم را در چهره یک کودک سفیدپوست نشان دهد
    باز هم اینقدر تاثیرگذار میشود؟

  • مریم بیطرف گفت :

    من تو چشمهای این کودک یک عالمه سوال دیدم. اگر نمیگفتید که در حال چه کاری بود، من نمی‌فهمیدم، ولی‌ چشمهاش پر از سوال است و لبهاش از جواب‌های نداده ما غمگین. کلا انگار که قهر کرده!

    شما خیلی‌ خیلی‌ در عکاسی وارد هستید، نکند شما هم میخواستید هنرمند شوید، (دکتر) مهندس شدید؟

  • راحیل خوش نظر گفت :

    این عکس، خیلی … خیلی … غم انگیزه…:sad:
    توضیحاتش هم بیشتر آدم رو ناراحت می کنه :sad:
    چرا اینجا از این شکلک ها که داره های های گریه می کنه نداره، آقای مدیر سایت یعنی به نظر شما آدم نباید هیچ وقت گریه کنه حتی با دیدن این عکس…

  • سید مهدی موسوی گفت :

    البته من تو حس خونی از صورت هیچ سر رشته ای ندارم اما راستش من این عکس رو که دیدم، خواستم بگم بر خلاف اون چیزی که شاید به نظر بیاد نگاهش خیلی سوال نداره، البته فقر رو خیلی خوب منتقل می کنه اما اصلا صورتش انگار تو اون لحظه، هیچ حسی نداره، که دیدم با نظر بچه ها متفاوته!

    به نظرم عکس شبیه یه سوال نیست، بیشتر شبیه یه پیامه.

    راستی اون نقطه های سفید تو چشماش، اثر فلش عکسه؟

  • مینو مینائی گفت :

    خوشحالم که این کودک هنوز نمی داند فقر یعنی چه؟ خوشحالم که این کودک هنوز معنای طبقه اجتماعی را درک نکرده است.خوشحالم که این کودک هنوز بر پاهای خود در دنیای ساخت بشر نه ایستاده است ،خوشحالم که این کودک هنوز کودک است، کثیفیش شاید فقر را به ذهن متبادر می کند و معصومیت کودکانه اش شاید دوستان را بغض می کند اما آنچه مرا جرقه می کند سالهای نوجوانی اوست

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    در مورد سوال آقای موسوی: بله اثر فلاش است.

    در مورد سوال خانم بیطرف: این سوال رو چند وقت پیش دکتر شکرچی هم از من پرسیدند جوابی که به ایشون دادم رو اینجا می گذارم.

    راستش نه. درسته که من به عکاسی و نقاشی و شعر و نوازندگی علاقه دارم اما اصلا در حدی نیست که بخواهم به اون به عنوان یک حرفه نگاه کنم. یعنی نه استعدادش رو دارم و نه علاقه اش رو. در میان شغلهای دنیا شاید هیچ چیز به اندازه تحقیق در ریاضیات و فیزیک (به معنای عام شامل کاربرد آنها در مهندسی) برایم جالب نیست.

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    دردهای من
    گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
    درد مردم زمانه است
    مردمی که چین پوستینشان
    مردمی که رنگ روی آستینشان
    مردمی که نام‌هایشان
    جلد کهنه‌ی شناسنامه‌هایشان
    درد می‌کند

    من ولی تمام استخوان بودنم
    لحظه‌های ساده‌ی سرودنم
    درد می‌کند

    انحنای روح من
    شانه‌های خسته‌ی غرور من
    تکیه‌گاه بی‌پناهی دلم شکسته است
    کتف گریه‌های بی‌بهانه‌ام
    بازوان حس شاعرانه‌ام
    زخم خورده است

  • آرزو امدادی گفت :

    صحنه های غم آلود؛ غم آلودند اما اگر بچه ها نشان دهنده اون باشند به قول خانم خوش نظر هیچ کدوم از اون شکلکها نمیتونه احساس آدم رو نشون بده

  • احسان گفت :

    با اینکه قبلا این عکس رو نشونم داده بودی‏‌، ولی هر بار که میبینمش همون حس بار اول بهم دست میده و احساس ناتوانی از تغییر‏ شرایط پیرامونم و کمک به دیگران اون رو چند برابر میکنه. حیرت انگیز اینه که در ممالک اسلامی با اینهمه توصیه های کمک به نیازمندان و خمس و زکات و غیره‏، تعداد اینجور آدم ها بیشتر از کشورهای مشهور به کشورهای غربیه!!! دوست دارم اگه دوستان نظری درباره این سوال برزگ من دارن، اون رو به من هم بگن.
    بهر حال عکس بسیار تاثیرگذاری گرفتی.

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    راستش حکایت این عکس کمی عجیب است. من اصولا علاقه ای به عکاسی اجتماعی ( مخصوصا از نوع سیاه و سفیدش ندارم) اگر چه برخی از عکسهای لیلی دیلمی و برخی عکاسان دیگر رو قبلا دیده بودم و برایم زیبا و تاثیر گذار بودند اما علاقه به عکاسی در این ژانر نداشتم.
    زمانی که در مکه به زیارت دوره رفته بودیم تعداد زیادی متکدی که اکثرا خانمهایی سیاه پوست و سیاه پوش بودند رو می شد مشاهده کرد که معمولا هم تعدادی بچه همراه هر کدامشان بود. این بچه ها تمام روز همراه مادرانشان در گرمای بسیار شدید (تاکید می کنم بسیار شدید) عربستان بدون آنکه حق انتخاب داشته باشند همراه مادرانشان برای کمی پول به دنبال کاروان حجاج ایرانی از این اتوبوس به آن اتوبوس می روند.
    نگاه این کودک جور خاصی بود که تصمیم گرفتم از آن عکس بگیرم. دو سه شات گرفتم که فکر کنم این یکی از بقیه بهتر شد. چند لحظه بعد صحنه ای اتفاق افتاد که واقعا دلم رو به درد آورد. بچه شروع کرد به گریه کردن و ساکت نمی شد. مادرش هم گذاشتش کف زمین رو به سینه. بچه هم شروع کردن به مکیدن زمین.
    نمی دونم چه باید گفت یا چکار باید کرد ولی هر کاری کردم نتوانستم از این صحنه عکس بگیرم.
    فرض کنید کودکی رو به زمین کثیف خوابیده و با آن وضعیت آن وقت من مشغول کادر بندی و انتخاب دیافراگم و سرعت شاتر و …
    الان که فکر می کنم از خودم بدم می آید که این عکسها را گرفتم. عکسهایی که نمی توانی برایشان کاری بکنی. عکسهایی که فقط نگاه می کنی.

  • سید مهدی موسوی گفت :

    درد های من
    جامه نیستند
    تا ز تن درآورم
    “چامه و چکامه ” نیستند
    تا به ” رشته سخن ” در آورم
    نعره نیستند
    تا ز ” نای جان ” بر آورم

    دردهای من نگفتنی
    دردهای من نهفتنی است.

    واسه همینه که گفتم به نظرم عکس سوال نداره. واقعا فقط می شه نگاه کرد.

    اومده بودم بپرسم:

    جناب آقای دکتر، شما واسه شعر ها عکس می گیرید، یا وقتی عکس می گیرید یاد یه شعری میافتید؟ (یا ترکیبی از هر دو)

    که دیدم تا حدودی قضیه را گفته اید.

    ——————————————-
    احسان، درباره سوالت باید فکر کرد.

  • نگارنده گفت :

    در مورد سوال احسان:
    معمولا در اینجور موارد سعی میکنم که کمی برخورد کنم با مساله. سوال خوبیه و من به شخصه قصد ندارم دفاع کنم از ممالک اسلامی! به من باشه به صرف دیدن یک گدا مطمئن میشم یه جای کارشون میلنگه! فقط برای اینکه کمی کنم مساله رو برای خودم یه سرچ کردم با این فرض که تعداد متکدیان ارتباط خطی با تعداد آدمهای زیر خط فقر داره.
    این لینک از آمارهای سیا هست که در ویکیپدیا قرار دادن:
    http://en.wikipedia.org/wiki/File:Percent_poverty_world_map.png

    در مورد تکدی گری فکر میکنم ربط به فرهنگ هم داره. کما اینکه نوعش هم با فرهنگ متفاوت میشه.

  • نگارنده گفت :

    این لینک هم در مورد فقر در ایالات متحده هست:
    http://en.wikipedia.org/wiki/Poverty_in_the_United_States

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    درد حرف نیست
    در نام دیگر من است
    من چگونه نام خویش را صدا کنم

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.

:alien: :angel: :angry: :blink: :blush: :cheerful: :cool: :cwy: :devil: :dizzy: :ermm: :face: :getlost: :biggrin: :happy: :heart: :kissing: :lol: :ninja: :pinch: :pouty: :sad: :shocked: :sick: :sideways: :silly: :sleeping: :smile: :tongue: :unsure: :w00t: :wassat: :whistle: :wink: :wub: