( ۶ ) دیدگاه
مرداد
۲۷
گل نرگس بیا … گل نرگس بیا
همه هست آرزیم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم
همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی
به ره تو بسکه نالم ، ز غم تو بسکه مویم
شده ام ز ناله نایی ، شده ام ز مویه مویی
همه خوشدل آنکه مطرب بزند به تار چنگی
من از خوشم که چنگی بزنم به تار مویی
چه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی ؟
چه شود که کام جوید زلب تو کام جویی ؟
شود اینکه از ترحم ، دمی ای سحاب رحمت
من خشک لب هم آخر ز تو تر کنم گلویی ؟
بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت
سر خم می سلامت ، شکند اگر سبویی
همه موسم تفرج روند به دشت و صحرا
تو قدم به چشم من نه ، بنشین کنار جویی
ز چه شیخ پاکدامن سوی مسجدم بخواند
رخ شیخ و سجده گاهی ، سر ما و خاک کویی
فصیح الزمان رضوانی







۲۸ مرداد ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۵ ق.ظ
یه پیامک برام اومد به مناسبت این ایام دیدم بدجوری راست می گه!
با کدامین رو ما روز شمارش باشیم عصرها منتظر صبح وصالش باشیم
سالهاست منتظر سیصد و اندی مرد است آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم
۲۹ مرداد ۱۳۸۷ در ۴:۲۴ ب.ظ
چه انتظار عجیبی!
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی!
عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت.نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفته ایم: خداکند که بیایی. خدا کند که بیایی…
۲۹ مرداد ۱۳۸۷ در ۷:۳۲ ب.ظ
راجع به این انتظار یه نکته خیلی خیلی جالب هست که مدینه بودیم دیدم. امیدوارم وقت کنم و راجع بهش بنویسم. امان از این وقت!!! :angel:
۰۲ شهریور ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳ ب.ظ
مولایم
سحر خیز مدینه کی میایی…!؟
دلم سنگینه آقا جون
….
جمعه ای دیگر در راه است…
ساعتی بیش نمانده..
از جمعه ای که گذشت … روز ها را ورق زدم به شوق دیدارت…
که بیایی
…
کاش این جمعه بیاید….
۲۰ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۰۹ ب.ظ
مطلب جالبی بود و کامنت های جالبی.
————-
شعر بسیار زیبایی بود. من که نبودم اما می شه حدس زد چه روزی بوده. ( بیت چهارم مسرع دوم نباید این باشه: من از ” این ” خوشم که چنگی بزنم به تار مویی) ؟ بیت یکی مونده به آخرم همینه اما کاش این بود:
همه موسم تفرج “بروند” دشت و صحرا
البته اینا که مهم نیست. مهم روح شعره. خیلی زیباست.
کامنت آقا میثم هم …
آقای دکتر وقت کی امان خواهد داد؟!
۰۸ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۴ ب.ظ
نیا گل نرگس ، جهان که جای تو نیست / دوصد ترانه به لبها ، یکی برای تو نیست
نیا گل نرگس کـه در زلال دلـی / هـزار آیـنـه نـقـش و یـکـی ز خـال تـو نـیـسـت
نیا گل نرگس ، تو را به خاک بقیع / که شهر ما نه ، مهیای کـام های تو نیست
نیا گل نرگس ، نـیـا به دعـوت ما / هـزار نـامـه کـوفی ، یکـی بـرای تو نیست
نیا گل نرگس ، به آسمان سوگند / قسم به نام و نهادت ، ولی برای تو نیست
نیا گل نرگس ، ز رنجمان تو مکاه / کسی ز خلق و خلایق فدای راه تو نیست
نیا گل نرگس ، بـدان و آگاه بـاش / که جـای سـجدهگه ما هنوز مال تو نیست
نیا گل نرگس ، به مادرت زهراء (س) / کسی برای شهادت به کربلای تو نیست
نیا گل نرگس ، سـقیفه هـا برپاست / ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست
نیا گل نرگس ، فـدا شـوی مولاء / برای عـصر عجیبی که خـواستار تو نیست
نیا گل نرگس که چون علی (ع) تنها / به صبح فجر ظهورت کسی کنار تو نیست
نیا گل نرگس ، به جان تشنه عشق / دعا دعای ظهور است ، ولی برای تو نیست
نیا گل نرگس به مجـلس نـدبـه / که نـدبـه نـدبـه خـرقـه اسـت و پایگاه تو نیست
نیا گل نرگس ، دعـای عـهد کجاست؟ / نه! این نماز جماعت به اقتدای تو نیست
نیا گل نرگس ، که حرف من «میعاد» / فقط بیان سرابی است که انتظار تو نیست