خرداد
۲۶

مترفین

میثم مینائی

درباره ساده زیستی و عدم اشرافی گری که متاسفانه در جامعه ما به امری فراموش شده تبدیل شده چند مطلب نوشتم که بعضی باور نکردند و بعضی حمل بر مقاله سیاسی کردند اما یکی از راههای تشخیص ساده زیستی یا عوام فریبی یک شخص شنیدن سخنان و دیدگاههای اوست و صد البته اگر کسی حرفش با عملش یکی نباشد و فقط برای دیگران حرف بزند مطمئنا طولی نخواهد کشید که رسوا خواهد شد. سخنان زیر در سال ۱۳۷۰ بیان شده است:

((…خدا نعمت را برنمی گرداند؛ ما هستیم که نعمت را برمی گردانیم خدا نعمت را برنمی گرداند؛ ما هستیم که با رفتار خودمان، با عقبگرد خودمان، با سوء تدبیر خودمان درباره ی امور خویش، نعمت را برمی گردانیم . لذا قرآن به ما یاد می دهد که از زیاده رویهایتان به آنچه در امر خودتان انجام داده اید، استغفار کنید؛ “ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا ” من و شما همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم . یکی از شماها معلم بود، یکی دانشجو بود، یکی طلبه بود، یکی منبری بود، همه مان این طور بودیم؛ اما حاﻻ مثل عروسی اشراف عروسی بگیریم، مثل خانه ی اشراف خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابانها حرکت کنیم ! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولی ما ریشمان را گذاشته ایم، همین کافی است؟ ! نه، ما هم مترفین می شویم . واللّه در جامعه ی اسلامی هم ممکن است مترف به وجود بیاید . از آیه ی شریفه ی “واذا اردنا ان نهلک قریة امرنا مترفیها ففسقوا فیها ” بترسیم .تُرف، فسق هم دنبال خودش می آورد …. آن وقتی که جوان حزب اللهی ما به جهاد یا به سپاه یا به فلان وزارتخانه می رفت و به او می گفتند که چه قدر حقوق می خواهی، می گفت این حرفها چیست، مگر من برای حقوق آمده ام؟ اصرار می کردند که باﻻخره زندگی خودت و زن و بچه ات باید بگردد؛ یک چیزی بگیر . به نظر شما اینها افسانه است؟ به نظرم اگر شما بروید در دنیا این را نقل کنید، چنانچه کسی وضع چند سال قبل ما را ندیده باشد، خواهد گفت که افسانه است؛ ولی این واقعیت است . این رویداد، در همین ایران و در همین تهران و در همین وزارتخانه های ما اتفاق افتاد؛ یکی، دو مورد هم نبود . نماینده ی مجلس وقتی اول بار به او حقوق دادند، خجالت کشید حقوق را بگیرد ! بعضی از دوستان ما در دوره ی اول نمایندگی مجلس، شرمشان آمد و ننگشان کرد که حقوق بگیرند ! گفتند ما حقوق بگیریم؟ ! برادران ! من و شما داریم از آن ذخیره می خوریم؛ فراموش نکنید، آن را مردم دیدند . نمی شود ما در زندگی مادّی مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند؛ مردمی که خیلیشان از اولیات زندگی محرومند…))

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.