<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: لحظه دیدار نزدیک است</title>
	<atom:link href="http://www.libre.ir/blog/1387/02/08/112/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.libre.ir/blog/1387/02/08/112/</link>
	<description>دفترچه خاطرات ماندگارترین دوستان</description>
	<lastBuildDate>Sun, 05 Feb 2012 19:11:08 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: سید مهدی موسوی</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1387/02/08/112/comment-page-1/#comment-4263</link>
		<dc:creator>سید مهدی موسوی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://libre.ir/blog/?p=112#comment-4263</guid>
		<description>سرانجام  را منتظرم

در آن لحظه که منحصر است

سردیِ سنگ را هدیه می دهم بر باد

تا فریاد زند تا فردا

تا نجوا کند تا همیشه

که از یادم نرود

تو با منِ بی تو چگونه سر خواهی کرد؟!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سرانجام  را منتظرم</p>
<p>در آن لحظه که منحصر است</p>
<p>سردیِ سنگ را هدیه می دهم بر باد</p>
<p>تا فریاد زند تا فردا</p>
<p>تا نجوا کند تا همیشه</p>
<p>که از یادم نرود</p>
<p>تو با منِ بی تو چگونه سر خواهی کرد؟!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: قاسم</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1387/02/08/112/comment-page-1/#comment-3923</link>
		<dc:creator>قاسم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://libre.ir/blog/?p=112#comment-3923</guid>
		<description>عکس‌های واقعاً زیبا هستن
آرامش توشونه :cheerful:</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عکس‌های واقعاً زیبا هستن<br />
آرامش توشونه <img src='http://www.libre.ir/blog/wp-content/plugins/smilies-themer/Nomicons v2.0/cheerful.gif' alt=':cheerful:' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: عباس عابد</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1387/02/08/112/comment-page-1/#comment-3860</link>
		<dc:creator>عباس عابد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://libre.ir/blog/?p=112#comment-3860</guid>
		<description>سلام
مدتی بود فراموش کرده بودم در سایت ماندگارترین مینوشتیم وبا دوستان قرارها میگذاشتیم شنبه بود از آن شنبه های دلگیر تر ازجمعه ! جمعه کسی می آید، شنبه کسی می رود وسهم من از این آمدو شد غم شد! یاد اینجا افتادم والان حال خوشی دارم.
فعلا&quot; برای تجدید خاطره یک شعر کوتاه میزنم تا در فرصت مناسب دیگر....
شهرم همیشه ابری
ذهنم همیشه خسته
باران بی مهابا
بختی که خواب رفته
 مردی به زیر گاری
جان میدهد به خواری
آهسته می توان گفت:
اینجا کسی نپرسد
کشتی شکستگان را  :wub: :wub:</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
مدتی بود فراموش کرده بودم در سایت ماندگارترین مینوشتیم وبا دوستان قرارها میگذاشتیم شنبه بود از آن شنبه های دلگیر تر ازجمعه ! جمعه کسی می آید، شنبه کسی می رود وسهم من از این آمدو شد غم شد! یاد اینجا افتادم والان حال خوشی دارم.<br />
فعلا&#8221; برای تجدید خاطره یک شعر کوتاه میزنم تا در فرصت مناسب دیگر&#8230;.<br />
شهرم همیشه ابری<br />
ذهنم همیشه خسته<br />
باران بی مهابا<br />
بختی که خواب رفته<br />
 مردی به زیر گاری<br />
جان میدهد به خواری<br />
آهسته می توان گفت:<br />
اینجا کسی نپرسد<br />
کشتی شکستگان را  <img src='http://www.libre.ir/blog/wp-content/plugins/smilies-themer/Nomicons v2.0/wub.gif' alt=':wub:' class='wp-smiley' /> <img src='http://www.libre.ir/blog/wp-includes/images/smilies/wub.gif' alt=':wub:' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهندس</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1387/02/08/112/comment-page-1/#comment-3847</link>
		<dc:creator>مهندس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://libre.ir/blog/?p=112#comment-3847</guid>
		<description>سلام
خیلی وقت بود که به این وبلاگ سرنزده بودم.

یه شعر فوق العاده زیبا از سعدی (ره) رو در این عصر پنجشنبه به تمام دوستداران آخرین ذخیره الهی تقدیم می کنم:

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی

نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به
که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی

دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی

نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی

برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی ، من و عاشقی و مستی

دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی

چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی

گله از فراق یاران و جفای روزگاران
نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

به امید ظهورش</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
خیلی وقت بود که به این وبلاگ سرنزده بودم.</p>
<p>یه شعر فوق العاده زیبا از سعدی (ره) رو در این عصر پنجشنبه به تمام دوستداران آخرین ذخیره الهی تقدیم می کنم:</p>
<p>همه عمر برندارم سر از این خمار مستی<br />
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی</p>
<p>تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد<br />
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی</p>
<p>چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن<br />
تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی</p>
<p>نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به<br />
که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی</p>
<p>دل دردمند ما را که اسیر توست یارا<br />
به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی</p>
<p>نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا<br />
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی</p>
<p>برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را<br />
تو و زهد و پارسایی ، من و عاشقی و مستی</p>
<p>دل هوشمند باید که به دلبری سپاری<br />
که چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستی</p>
<p>چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد<br />
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی</p>
<p>گله از فراق یاران و جفای روزگاران<br />
نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی</p>
<p>به امید ظهورش</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید مهدی موسوی</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1387/02/08/112/comment-page-1/#comment-3828</link>
		<dc:creator>سید مهدی موسوی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://libre.ir/blog/?p=112#comment-3828</guid>
		<description>لحظه  ی بودنِ تو را

دوباره لمس می کنم

ببین تمام بودنت

دلیلِ بدونم شده


درخت بی کسیِ من

دوباره برگ می دهد

نه از بهارِ بی بدیل

از تو سرودنم شده</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لحظه  ی بودنِ تو را</p>
<p>دوباره لمس می کنم</p>
<p>ببین تمام بودنت</p>
<p>دلیلِ بدونم شده</p>
<p>درخت بی کسیِ من</p>
<p>دوباره برگ می دهد</p>
<p>نه از بهارِ بی بدیل</p>
<p>از تو سرودنم شده</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید مهدی موسوی</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1387/02/08/112/comment-page-1/#comment-3551</link>
		<dc:creator>سید مهدی موسوی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://libre.ir/blog/?p=112#comment-3551</guid>
		<description>در کلمات ابجدم
در ظلمات حدس ها
ثانیه ای و لمحه ای 
راه گشای دیده باش

گو که در این سراب ها
در غمِ این فراغ ها
قصه تمام می شود
و دل به ماه می رسد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در کلمات ابجدم<br />
در ظلمات حدس ها<br />
ثانیه ای و لمحه ای<br />
راه گشای دیده باش</p>
<p>گو که در این سراب ها<br />
در غمِ این فراغ ها<br />
قصه تمام می شود<br />
و دل به ماه می رسد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید مهدی موسوی</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1387/02/08/112/comment-page-1/#comment-3522</link>
		<dc:creator>سید مهدی موسوی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://libre.ir/blog/?p=112#comment-3522</guid>
		<description>بیا که خسته شد دلم، از این دوباره سوختن

از این غزل سرودن و از این غزل فروختن

...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بیا که خسته شد دلم، از این دوباره سوختن</p>
<p>از این غزل سرودن و از این غزل فروختن</p>
<p>&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید مهدی موسوی</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1387/02/08/112/comment-page-1/#comment-3044</link>
		<dc:creator>سید مهدی موسوی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://libre.ir/blog/?p=112#comment-3044</guid>
		<description>کاش حالا که تو را می بینم

قاب یک پنجره همراهم بود

تا تو را خیره شوم

و تو را حفظ کنم

تا زمانی که تو رفتی و من اینجا ماندم

چهره ماه وشِ روی تو را

در خیالاتِ دلم رسم کنم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کاش حالا که تو را می بینم</p>
<p>قاب یک پنجره همراهم بود</p>
<p>تا تو را خیره شوم</p>
<p>و تو را حفظ کنم</p>
<p>تا زمانی که تو رفتی و من اینجا ماندم</p>
<p>چهره ماه وشِ روی تو را</p>
<p>در خیالاتِ دلم رسم کنم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید مهدی موسوی</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1387/02/08/112/comment-page-1/#comment-2980</link>
		<dc:creator>سید مهدی موسوی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://libre.ir/blog/?p=112#comment-2980</guid>
		<description>چونان زمستانی که بهار را منتظر است
غافل از آنکه نفس بودنش
نبودن اوست

چونان سیاهی شب
که کورسوی فجر را
جشن میلاد مرگ خویش می داند 

و چونان ماهیان سفید
که در جدال برای رسیدن به انتهای عمر خویش 
حریصانه می پرند


منتظرم 
تا ببینم
که می رسد از راه
پیام آشنای رفتنم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چونان زمستانی که بهار را منتظر است<br />
غافل از آنکه نفس بودنش<br />
نبودن اوست</p>
<p>چونان سیاهی شب<br />
که کورسوی فجر را<br />
جشن میلاد مرگ خویش می داند </p>
<p>و چونان ماهیان سفید<br />
که در جدال برای رسیدن به انتهای عمر خویش<br />
حریصانه می پرند</p>
<p>منتظرم<br />
تا ببینم<br />
که می رسد از راه<br />
پیام آشنای رفتنم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید مهدی موسوی</title>
		<link>http://www.libre.ir/blog/1387/02/08/112/comment-page-1/#comment-2950</link>
		<dc:creator>سید مهدی موسوی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://libre.ir/blog/?p=112#comment-2950</guid>
		<description>یک سبد خاطره از بوی نگار
-----------------------------

تا ابد خواب تو را

در دلم خواهم دید


چون گلی یاد تو را

در سبد خواهم چید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یک سبد خاطره از بوی نگار<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>تا ابد خواب تو را</p>
<p>در دلم خواهم دید</p>
<p>چون گلی یاد تو را</p>
<p>در سبد خواهم چید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

