اردیبهشت
۰۸

لحظه دیدار نزدیک است

نیکلاس علی لیبر
منفیمثبت (10 rating, 10 votes)
Loading ... Loading ...

لحظه دیدار نزدیک است

باز من دیوانه ام، مستم

باز می لرزد،

دلم، دستم

باز گویی در جهان دیگری هستم

های! نخراشی به غفلت گونه ام را،

تیغ
های، نپریشی صفای زلفکم را،

دست
و آبرویم را نریزی،

دل

ای نخورده مست

لحظه ی دیدار نزدیک است

مدتی بود دنبال تصاویری مناسب برای این اشعار زیبا بودم. از طرف دیگر مدتی بود دنبال فرصتی مناسب برای عکاسی از قطرات آب بودم. به هر حال وسط انبوه کارها و پس از مدتی روزه عکاسی با این عکسها افطار کردم. حالا نمی دونم عکسها رو برای این شعرها گرفتم یا این شعر بی نظیر اخوان رو برای این عکسها انتخاب کردم.

هر چقدر دانسته های عکاسیم رو جمع کردم نتونستم مانع از افت کیفیت عکسها در هنگام کاهش اندازه اونها بشوم. و عکسها در این اندازه کیفیت مناسبی ندارند. اگر خواستید عکسها رو در اندازه واقعی ببینید.

۲۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید
  • عباس ناصری گفت :

    فوق العاده بود دکتر!

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    حافظ عروس طبع مرا جلوه آرزوست…

  • میثم مینایی گفت :

    عکس اول کاملا حرفه ای و فوق العاده زیبا شده.
    در مورد شعر هم که قبلا نظرمو گفتم.

  • س گفت :

    salam. Zahra mansoori lisanse riazi karbordi daneshgahe yazd nist?
    hodoode 10 sale pish?!!
    moafagh bashid

  • احسان گفت :

    سلام،خسته نباشی اوستا.
    خیلی قشنگ بود، واقعا لذت بردم.

  • آرزو امدادی گفت :

    مثل همیشه پرازاحساس

  • سید مهدی موسوی گفت :

    جمعه بود گفتم چیزی تو وبلاگم بنویسم تقدیم کنم به صاحب این روز. اما حسش نیومد، گفتم شاید تو ماندگارترین کسی مطلب جدید گذاشته باشه و شاید ربطی به موضوع داشته باشه. اومدم اینجا اما کسی مطلب جدید نگذاشته بود، منم تازه گذاشته بودم خلاصه نشد که بشه . اما چون حسم اومد حیفم اومد ننویسم. خلاصه:

    دنبال تو می گردم و می بینمت از دور
    دنبال تو ام ماهک شب های پر از نور

    دنبال توام آتش دوران گذشته
    میابمت انگار تو را پای لب گور

    تا دست بر آری و بخواهی ز خدایت
    ……………………….

    من خسته از این عالم بی روح و غریبم
    ای کاش شود چشم، شبیه دلکم کور

    تا کی رود این نامه من تلخ و غم آلود
    تا کی نشود هجر فراموش، شبم دور

    من مستم و دیوانه تر از خویش ندیدم
    هم داغم و هم گیجم و هم سرخوش و مسرور

    این چیست؟! نمی خواهم از این باده بنوشم
    دنبال توام صاحب آن قایق بی تور

  • میثم مینائی گفت :

    تو نت جستجو کردم کلی وبلاگ و سایت با اسم “سید مهدی موسوی” پیدا شد که فکر نمی کنم ربطی به سید ما داشته باشه. آقای موسوی اگه ممکنه آدرس وبلاگتونو اینجا یا تو مشخصاتتون بزارین.

  • سید مهدی موسوی گفت :

    شاید علت اینکه پیدا نکردید این بوده که تو وبلاگ های معروف دنبال من بودید.
    این وبلاگی که تو blogfa‌ درست کردم خیلی جوونه و هنوز سرو شکل نگرفته. وقتی کار های پایان نامم کمی جلو افتاد و امتحان های این ترم هم تموم شد یه دستی به سر و روش می کشم.

    کلا ۶ تا پست گذاشتم که اون ها هم آماده داشتم و وقت زیادی نگذاشتم.

    به هر حال امیدوارم بعدا بتونه بهتر باشه

    http://mahdifm62.blogfa.com/

  • سید مهدی موسوی گفت :

    برای ادامه راه چند هفته پیش، و به همان منظور:

    در سال های بی تو مهتاب زنده تر شد
    خورشید جان گرفت و با فخر پر شرر شد

    ای یادگار خوبان، یادی کن از غریبان
    کز غیبت تو ما را یک عمر بی ثمر شد

  • سید مهدی موسوی گفت :

    برای ادامه راه چند هفته پیش، تقدیم به صاحب این روز و به همان نیت.:

    در سال های بی تو مهتاب زنده تر شد
    خورشید جان گرفت و با فخر پر شرر شد

    ای یادگار خوبان، یادی کن از غریبان
    کز غیبت تو ما را یک عمر بی ثمر شد

  • سید مهدی موسوی گفت :

    سال را دیوانه کردی، ماه هم دیوانه شد
    هر که روی ماه هم بیند دلش ویرانه شد

    یوسف کنعان بیا کز دوری تو سال هاست
    پیر این یعقوب دل، هم کور و هم بیخانه شد

    —————
    دلیل انتخاب این پست، عنوان خیلی زیباشه.

  • سید مهدی موسوی گفت :

    دزدانه کاش می شد از این لحظه ها گذشت
    رد شد ز آتش دوزخ هم از بهشت

    آنجا درست در پس اقلیم ناکجا
    نام مقدس عشق تو را نوشت

  • سید مهدی موسوی گفت :

    روزهایی را که رفته، می شمارد نوبهار
    از زمستان نرم می گیرد سراغ کوی یار

    سال، نو می گردد و این لحظه هم آغاز اوست
    تا کجا باید شمرد این جمعه های بی قرار

    ——————————-
    سال نو را بر همه دوستان عزیزم تبریک می گویم. ان شالله سالی پر از موفقیت برای تک تک شما باشد.

  • وحید گفت :

    مرسی از اقای موسوی که این پست رو اوردن بالا. به علی هم که چیزی نگم بهتره…..

  • چه فرقی می کنه؟ گفت :

    گفتیم که بی مایه فتیر است، مگر نیست؟!
    اکنون اگر آیی همه دیر است، مگر نیست؟!

    بر گیر خدایا نفس نحسی من را
    چون مشکل آن ماه همین است، مگر نیست؟!

    گر مشکل آن ماه همین است که گفتیم
    بر گیر و ببر، باعث خیر است، مگر نیست؟

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    عجب زیبا بود. هم مضمون و هم شعر

  • a گفت :

    تو را در آن پس دروازه های شهر خواهم دید
    تو را در پشت گلبرگ شقایق
    در میان نسترن های سپید دشت خواهم دید

    به دنبال تو باید گم شدن از بودن
    رها شد باید از دل
    همچو فریادی که می پیچد میان کوه

    تو آنجا یی که خورشید از دلش هر روز بیرون می زند
    پنهان و پیدایی
    تو آنجایی و می دانم که می آیی

    تو را در روز بیداری
    در آن فردای فرداروز
    میان جمعی از آشفتگان شهر خواهم دید

  • علیرضا امیری گفت :

    وای باز این قطعه شعری منو برد به خاطرات بدم…..

  • سید مهدیموسوی گفت :

    اما این قطعه برای من یادآور خاطرات خوب است.

  • سید مهدیموسوی گفت :

    هم غصه بی قصه
    در قصه پر غصه
    ما نیز چو تو تنها

    هم منتظر یاریم
    هم در پی دیداریم

    ( مسئولیت قطعه های ” چه فرقی می کنه” و a را می پذیرم)

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.

:alien: :angel: :angry: :blink: :blush: :cheerful: :cool: :cwy: :devil: :dizzy: :ermm: :face: :getlost: :biggrin: :happy: :heart: :kissing: :lol: :ninja: :pinch: :pouty: :sad: :shocked: :sick: :sideways: :silly: :sleeping: :smile: :tongue: :unsure: :w00t: :wassat: :whistle: :wink: :wub: