اردیبهشت
۰۱

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

راحیل خوش نظر
منفیمثبت (+5 rating, 5 votes)
Loading ... Loading ...
داغ:

سعدیا چون تو کجا نادره گفتاری هست یا چو شیرین سخنت نخل شکرباری هست

«ملک الشعرای بهار»

امروز ،اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی نامگذاری شده. به همین خاطر فکر کردم بد نیست یادی ازین شاعر خوش سخن شیرازی کنم و شعری، حکایتی، چیزی از او رو در ماندگارترین بنویسم. ولی نتونستم از بین گنجینه آثارش چیزی رو انتخاب کنم. ورقی از گلستانش، از این «نامبردار گنجش»، بردارم: از نصیحت های پدرانش یکی رو انتخاب کنم یا از توصیه هاش به عبرت گرفتن از پادشاهان یا امر به قناعت و … ولی نه اگه فقط اینها رو بگم شاید من هم به برخی منتقدانش که معتقدند سعدی مثل یک پیرمرد بد اخلاق مدام آدم رو نصیحت می کنه، حق داده باشم. پس شاید بهتر باشه به سراغ بوستانش برم و از بین حکایت ها و قصه هاش یکی رو انتخاب کنم. مثلا داستان سوختن شهر بغداد و خوشحال بودن مردی که دکانش از آتش در امان مانده بود، همان مردی که غم خویشتن داشت و بس، همان که می پسندید شهری در آتش بسوزد ولی سرایش از آتش در امان باشد یا داستان جوانی که با مادر خود بدرفتاری می کند مادرش نیز دوران کودکی او را یادآوری می نماید، زمانی که فرزند حتی قادر نبود مگسی رو از خودش دور کند.

یا اینکه شاید بهتر باشه یکی از غزلیاتش رو بنویسم، ولی هر کدام از غزلیاتش زیبایی خود را داره و به نوعی به آدم شور و انرژی می ده و انتخاب یکی از اونا برای نوشتن در سایت زیاد هم راحت نیست، غزلیاتی مثل:

«به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست/ عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

به غنیمت شمر ای دوست غم عیسی صبح/تا دل مرده مگر زنده کنی، کاین دم از اوست …»

یا

«از در درآمدی و من از خود به در شدم/ گویی کزین جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست/صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم…»

به همین ترتیب اکثر آثار سعدی چه نظم و چه نثر، زیبایی فوق العاده ای دارند. حالا که نمی توانم از بین آثار سهل و ممتنعش یکی رو انتخاب کنم و به قول دکتر محمد علی فروغی «اگر از دست و زبان کسی برآید که از عهده ستایش او به درآید، دست و زبان من نیست و مرا آن جسارت نباشد که قدم به این میان گذارم. پس بهتر است که سخن را دراز نکنم و به همین کلمه قناعت ورزم که هرچند سرافرازانه می گویم که قوم ایرانی در هررشته از علم و حکمت و ادب و هنرهای دیگر فرزندان نامی بسیار پرورانده ولیکن اگر هم به جز سعدی کسی دیگر نپرورده بود، تنها این یکی برای جاوید کردن نام ایرانیان بس بود.»

به اشتراک بگذارید:
  • Print
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Yahoo! Buzz
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Google Buzz

پستهای مرتبط

۲۰ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید
  • زهرا منصوری گفت :

    من هم این روز رو به همه ایرانیان ادب دوست تبریک می گم.
    به شخصه اصلاً با این صحبت موافق نیستم که یادآوری حکایات و تمثیل های حقیقتاً بی نظیر سعدی، باعث بشه منتقدین این طور قضاوت کنند. (هر چند که بسیار زیاد دیدیم که این اتفاق افتاده!)
    چون به نظرم فرهنگ و اخلاق بی نظیر ما (که البته متاسفانه از اوایل قاجار روند نزولی پیدا کرده!) مدیون همین حکایات و مشابهات آنها باشه که سینه به سینه منتقل می شد و در جان هر کودکی نقش می گرفت…
    به هر حال تا حدود زیادی، تاریخ نشون داده که هر وقت جامعه ای از سبک های تعلیمی و حماسی فاصله گرفته و بیشتر به ادبیات غنایی روی آورده، نوعی از رخوت و سستی در بین مردم شیوع پیدا کرده. و مسلماً این امر اصلاً مطلوب نیست!

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    شما پیش دستی کردید و از سعدی نوشتید. خوب هم نوشتید. پس من به جای اینکه یک مطلب جدید بنویسم یه دیدگاه کوچیک اینجا قرار می دم.
    سعدی در دوره ای زندگی کرده که دوره اوج غزله. غزل هم به نوعی اوج شعره. به همین خاطر به راستی سعدی و بیش از اون حافظ در قله شعر پارسی قرار دارند. حالا من که خیلی سوادم به اون چیزهایی که بالا گفتید نمی رسه و مطالعات زیادی از بوستان و گلستان ندارم اما بعضی از غزلهای سعدی به گوشم خورده و فکر می کنم بسیاری از غزلهای سعدی زیبا و بعضا بی نظیرند. نوشته بودید “لیکن اگر هم به جز سعدی کسی دیگر نپرورده بود، تنها این یکی برای جاوید کردن نام ایرانیان بس بود” من فکر می کنم همین دو بیت بسه

    تا خار غم عشقش آمیخته در دامن……کوته نظری باشد رفتن به گلستانها
    گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش…… می گویم و بعد از من گویند به دورانها

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    راستی امیدوارم از “یا حتی حکایت اون معلم ترش روی و تلخ گفتار، بدخوی و مردم آزارش…” منظور خاصی نداشته باشید.

  • زهرا منصوری گفت :

    جالبه که ۱ اردیبهشت سالگرد فوت سهراب سپهری هم هست!
    صرف نظر از ایده های متنوعی که راجع به آقای سپهری هم هست، اما به نظر من ایشون هم یه جورایی یکی از مصادیق همین بیتی که اشاره کردید می شن: … می گویم و بعد از من گویند به دورانها …..
    و حالا این تقارن هم بینشون به وجود می آد….

  • راحیل خوش نظر گفت :

    مدتی بود دوست داشتم در وصف سعدی، مطلبی بنویسم، فرصت نمی شد، به علاوه اصولاً نوشتن درباره شخصیت بزرگ و برجسته ای چون سعدی، که او را به نام استاد سخن می شناسند، برای من که تخصصی در زمینه ادبیات ندارم، کمی سخته. ولی فکر کردم روز بزرگداشت سعدی، حیفه که در سایت یادی ازو نشه، به هیمن خاطر این یادداشت رو نوشتم. اگه می دونستم دکتر لیبر قراره مطلبی دراین رابطه بنویسند ترجیح می دادم چیزی ننویسم تا دوستان بتونند از نوشته های ایشون استفاده کنند. به هرحال، همون طور که با مقایسه نظر دوستان هم می شه فهمید، به نظرم آنچه که سعدی رو از بقیه شعرا متمایز می کنه تنوع نوشته هاشه. یعنی اگه در بوستان و بالاخص گلستان و بعضی قصایدش و رسائل چندگانه ش به موعظه و نصیحت می پردازه در غزلیاتش به گونه کاملا متفاوت هنرنمایی می کنه و خیلی با احساس به دنیا نگاه می کنه. من خودم از خوندن بیشتر نوشته های سعدی، نظم یا نثر، لذت می برم، برای تشویق به خوندن گلستان هم می تونم از ابیات خود سعدی استفاده کنم که به دوستش چنین توصیه می کنه:
    «به چه کار آیدت ز گل طبقی/ از گلستان من ببر ورقی
    گل همین پنج روز و شش باشد/ وین گلستان همیشه خوش باشد»
    درباره دوران زندگی سعدی، همون طور که آقای لیبر هم گفتند این شاعر در دوره ی خاصی زندگی می کرده، نه فقط از لحاظ ادبی بلکه از لحاظ سیاسی و اجتماعی هم این شاعر روزگار متفاوتی رو تجربه کرده که اشاره به اون خالی از لطف نیست ولی در یه دیدگاه! جا نمی شه…

  • راحیل خوش نظر گفت :

    جالبه نمی دونستم سالگرد فوت سهراب سپهری کی بوده، باید از خانم منصوری تشکر کنم که تذکر دادند. حقیقت اینه که اشعار سپهری در ظاهر بسیار ساده اند ولی درک این شعرهای پراحساس زیاد هم ساده نیست… امیدوارم بتونم با استفاده از نظر بقیه دوستان، بتونم این شاعر معاصر را بیشتر بشناسم.

  • افسانه گفت :

    امان از دل خوش که بعضی اوقات میزنه زیر دل. مثل شما ها که از خوشی نمیدونید به چه کسایی نمره افتضاح بدید

  • راحیل خوش نظر گفت :

    همونطور که آقای لیبر اظهار امیدواری کرده بودند از ذکر حکایت معلم هیچ منظور خاصی نداشتم! به نظرم این حکایت یکی از زیباترین حکایت هایی است که در گلستان آورده شده، چه از لحاظ شیوه نگارش و نثر مسجع و چه از لحاظ مفهوم کلی. به علاوه فکر نمی کنم اصلا کسی با این صفاتی که سعدی برای معلم ذکر می کنه وجود داشته باشه! البته کلاً با این نظر سعدی موافقم که معلم باید تا حدودی جدی و سختگیر باشه. به هرحال اشاره کوتاه به این حکایت رو از نوشته اصلی پاک کردم، تا ابهامی در نوشته وجود نداشته باشه.

  • راحیل خوش نظر گفت :

    حالا که ماه ادیبهشت است و از سعدی و آثارش صحبت شد و حالا که این نوشته باعث شد از شخصیت والای معلم هم سخن به میان بیاد، خوبه از معلم حسابانم هم یادی کنم، کسی که درلابه لای مباحث شیرین ریاضی، مشتق و انتگرال و …، گه گاهی آیات قرآن و اشعاری از حافظ، سعدی و خیام رو برامون می خوندند و سعی می کردند آنها رو با خط خوبی پای تخته بنویسند، مثلا روز اول اردیبهشت ماه، درسشون رو با این ابیات زیبای سعدی آغاز می کردند:
    اول اردیبهشت ماه جلالی بلبل گوینده بر منابر قضبان
    بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلی همچو عرق بر عذار شاهد غضبان

  • مجله گفت :

    http://majaleh-iran.blogfa.com/

    سلام
    به به

    سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز

  • مجله گفت :

    دیدی که خون ناحق پروانه شمع را
    چندان امان نداد که شب را سحر کند

    در این وب هم شعرهای انتخابی قشنگی هست
    http://shaereh.blogfa.com/

  • مجله گفت :

    اما اگر شعر قشنگی خودتون دارین به من بدین در قسمت نطرات مجله در
    آدرس بگذارید

    مجله ایران
    در خدمت شماست برای درج عقاید و شعرها ونوشته های شما
    http://majaleh-iran.blogfa.com/

  • راحیل خوش نظر گفت :

    امروز راستی راستی اول اردیبهشت ماهه! روز بزرگداشت سعدی، روز درگذشت سهراب سپهری…
    چه زود یک سال گذشت

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    فکر کنم از آخرین پست شما هم همین حدود می گذره.
    چه زود گذشت

  • مسعود گفت :

    کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
    دل در اندیشه آن شاعر کاشانی بود.

  • راحیل خوش نظر گفت :

    سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز …

  • نیکلاس علی لیبر گفت :

    گویا خانم خوش نظر علاقه فراوانی به سعدی دارند که پس از چند سال مجددا یادآروی کردند.

    بگذارید یک اعترافی بکنم. در فهرست شاعران محبوبم سعدی به زور جا می شود.

  • سید مهدی موسوی گفت :

    جایی چیزی خوندم که متاسفانه یادم نیست کجا بود. کسی رو که این مطلب رو با تفسیر بیان کرده بود هم یادم نیست. اما یادم هست که می خواست بگه که سعدی و حافظ یه جورایی مکمل همند.
    سعدی در زندگی روزمره ماست و کمتر وارد روحیات و احساسات درونی می شه ولی حافظ با روحت وارد بازی می شه. البته این مطلب یه دید کلیه و حتما ایراداتی داره.

    در کل با کمی تقلب می خوام بگم:
    ” بگذارید یک اعترافی بکنم … “

  • تاریخ گفت :

    به هر زلف وی گرفتاری هست

  • یاسر گفت :

    :sad: معنی این شعرو میخوام الان مرسی
    (سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز)

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.

:alien: :angel: :angry: :blink: :blush: :cheerful: :cool: :cwy: :devil: :dizzy: :ermm: :face: :getlost: :biggrin: :happy: :heart: :kissing: :lol: :ninja: :pinch: :pouty: :sad: :shocked: :sick: :sideways: :silly: :sleeping: :smile: :tongue: :unsure: :w00t: :wassat: :whistle: :wink: :wub: