اسفند
۰۷

شعری از اخوان ثالث

راحیل خوش نظر

مهدی اخوان ثالث یکی از شاعران بزرگ هم عصر ما است. از این شاعر مجموعه­های شعر بسیاری به یادگار مانده است که به نظر من، همه آنها ارزش ادبی زیادی ندارند ولی برخی از آنها مانند چاووشی، زمستان، خوان هشتم و … بسیار زیبا سروده شده­اند و صلابت و سنگینی سبک خراسانی در آنها موج می­زند. یکی از ویژگی­های اخوان ثالث این است که به پدیده­های طبیعی به گونه­ای متفاوت می­نگرد. به عنوان مثال اکثر افراد پاییز را فصل خشکی و بی­حاصلی می دانند درحالی که در نظر اخوان، پاییز، پادشاه فصل­هاست. شعر زیر نیز یکی دیگر از این گونه شعرهای اوست:

سگ ها و گرگ ها

(۱)

هوا سرد است و برف آهسته بارد

ز ابری ساکت و خاکستری رنگ

 زمین را بارشِ مثقال، مثقال

فرستد پوششِ فرسنگ، فرسنگ

سرود کلبه بی روزن ِشب

سرود برف و باران است امشب

ولی از زوزه های باد پیداست

که شب مهمان توفان است امشب

دوان بر پرده های برف­ها، باد،

روان بر بال­های باد، باران؛

درونِ کلبه بی­روزنِ شب،

شبِ توفانیِ سردِ زمستان.

آواز سگ ها:

-         «زمین سرد است و برف­آلوده و تر،

 هوا تاریک و توفان خشمناک است؛

کشد -مانند گرگان- باد، زوزه،

ولی ما نیکبختان را چه باک است؟»

 -         «کنارِ مطبخِ ارباب، آنجا،

 بر آن خاک­اره های نرم خفتن،

 چه لذت بخش و مطبوع است؛

 و آنگاه عزیزم گفتن و جانم شنفتن»

 -         «وز آن ته­مانده های سفره خوردن،»

-         «و گر آن هم نباشد، استخوانی.»

-         «چه عمر راحتی، دنیای خوبی،چه ارباب عزیز و مهربانی!»

 -         «ولی شلاق!…این دیگر بلایی ست…»

-         «بلی، اما تحمل کرد باید؛

درست است اینکه الحق دردناک است،

ولی ارباب آخر رحمش آید،

 گذارد، چون فروکش کرد خشمش،

 که سر بر کفش و برپایش گذاریم

شمارد زخم هامان را و ما این-

محبت را غنیمت می شماریم…» 

(۲)

خروشد باد و بارد همچنان برف

ز سقف کلبه بی روزن شب،

 شبِ توفانیِ سردِ زمستان،زمستانِ سیاهِ مرگ مرکب 

آواز گرگ ها:

-         «زمین سرد است و برف آلوده و تر

هوا تاریک و توفان خشمگین است

کشد –مانند سگ ها- باد، زوزه، زمین و آسمان با ما به کین است»

 -         «شب و کولاکِ رعب انگیز و وحشی،

-         شب و صحرای وحشتناک و سرما؛

-         بلای نیستی، سرمای پرسوز،

 -         حکومت می کند بر دشت و بر ما.» 

-         «نه ما را گوشه گرمِ کنامیشکافِ کوهساری، سرپناهی؛»

-         «نه حتی جنگلی کوچک، که بتوان

-         در آن آسود، بی­تشویش، گاهی.» 

-         «دو دشمن در کمین ماست؛ دائم

 دو دشمن می دهد ما را شکنجه.

برون:سرما، درون: این آتش جوع

که بر ارکان ما افکنده پنجه.»

 -         «و … اینک … سومین دشمن که ناگاه

برون جست از کمین و حمله­ور گشت.

…سلاح آتشین … بیرحم … بیرحم…

نه پای رفتن و نی جای برگشت…» 

-«بنوش ای برف! گلگون شو، برافروز

که این خون، خونِ ما بی­خانمان هاست.

که این خون، خونِ گرگان گرسنه­ست

که این خون، خونِ فرزندان صحراست»

 -«درین سرما، گرسنه، زخم­خورده،

دویم آسیمه­سر بر برف، چون باد.

ولیکن عزت آزادگی را

 نگهبانیم، آزادیم، آزاد.»

زمستان – مهدی اخوان ثالث 

۸ دیدگاه

دیدگاهتان را بفرستید
  • م. کیوان گفت :

    با سلام،
    بعضی از شعرهای اخوان ثالث ارزش ادبی ندارند!! متاسفم به شما جدیدیها ، هر شعری از وی در زمانهای حاد اجتماعی و شخصی این شاعر سروده شده، دردهای که کشیده و در اطراف خود دیده، شاعرانی مانند اخوان ثالث، شاملو ، سیاوش کسرائی و …. به این زودیها جایگزین نخواهند داشت، تاریخ زندگی آنان را بخوانید تا آنان را بیشتر درک کنید یا هر کس دیگر.البته اگر سوابق آنان را از بین نبرند. یا حق

  • م.آقایی گفت :

    شعر زیبایی بود.
    به نظر من اخوان ثالث بهترین شاعر در زمینه شعر نو است.

  • sam گفت :

    :smile:

  • sam گفت :

    شعربسیارزیباییبود.لطفاشعردیداررابرایم پست کنید.متشکرم از شما

  • ریحانه گفت :

    سلام مرسی :heart: :heart: :kissing: :kissing: :kissing: :wub: :tongue: :wink: :smile: :w00t: :cheerful: :biggrin:

  • morteza گفت :

    سلام. من منظور شمارو از اینکه گفتید (همه آنها ارزش ادبی زیادی ندارند ) دقیق نمیدونم اما چیزیکه من حس میکنم اینکه شما تحت تاثیر شعرهایی از اخوان قرار گرفتید که بیشتر جنبه خصوصی و تعارفاتیه وتشکر هایی که طبق عرف ادب ایشون سرودن نه سرودهایی که به واقع ایشان بعنوان شعر سرودند ایشان در معرفی شعر اینگونه می فرمایند:(شعر محصول بیتابی انسان در لحظاتی است که در پرتو شعور نبوت قرار می‌گیرد) که اگر شما بیشتر در اثار ایشان مطالعه کنید به این یقین خواهید رسید که اقای اخوان شعور انسانی ونبوی خودشونو در غالب های مختلف و در بالاترین سطح ادب پارسی سرودند.

  • فر زاد گفت :

    گویند که امید چه نومید ندانند من مرثیه سرای وطن مرده خویشم

    درود بر فردوسی زمان مهدی اخوان ثالث

  • محمد گفت :

    اصلا نمیفهمم ارزش چندانی نداره یعنی چی،خواهشا با آگاهی حرف بزنید
    همین شعری که شما نوشتید خیلی ها تحریک کرد برا مبارزه مردانگی ایستادگی اتحاد داد و اصلاح جامعه

    ولیکن عزت و آزادگی را
    نگهبانیم…

خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب

دیدگاهتان را بیان کنید.